ما براى اينكه بررسى كامل از اين اصل كرده باشيم لازم است مطالب ذيل را رسيدگى كنيم :
1 . آيا اخلاق اسلامى با رشد طبيعى استعدادها مباين است ؟ .
2 . كشتن نفس يعنى چه ؟ .
3 . اخلاق نوين جنسى بزرگترين عامل آشفتگى غرايز و مانع رشد طبيعى استعدادهاست .
4 . دموكراسى در اخلاق .
5 . مقايسهء اخلاق جنسى با اخلاق اقتصادى و اخلاق سياسى .
6 . مهجورى و مشتاقى .
7 . رشد شخصيت از نظر غريزهء عشق
آيا اخلاق اسلامى با رشد طبيعى استعدادها مباين است ؟
اينكه مىگويند استعدادهاى طبيعى را بايد پروراند و نبايد از آن جلوگيرى كرد ، مورد قبول ماست . اگر ديگران فقط از راه آثار نيكى كه در پرورش استعدادها و آثار سوئى كه در منع و جلوگيرى از پرورش آنها ديدهاند به لزوم اين كار توصيه مىكنند ، ما علاوه بر اين راه از راه ديگر كه به اصطلاح برهان « لِمّى » است بر اين مدعا استدلال مىكنيم .
ما مىگوييم خداوند نه عضوى از اعضاى جسمانى را بيهوده آفريده است و نه استعدادى از استعدادهاى روحى را ، و همان طورى كه همهء اعضاى بدن را بايد حفظ كرد و به آنها غذاى لازم بايد رساند ، استعدادهاى روحى را نيز بايد ضبط كرد و به آنها غذاى كافى داد تا سبب رشد آنها شود .
ما فرضاً از راه آثار به لزوم پرورش استعدادها و عدم جلوگيرى از آنها پى نبرده بوديم ، خداشناسى ما را به اين اصل هدايت مىكرد ؛ همچنانكه مىبينيم در صد سال پيش كه هنوز درست به آثار نيك پروراندن استعدادها و آثار سوء ترك پرورش آن پى نبرده بودند دانشمندانى به همين دليل به حفظ اعضاى بدن و مهمل نگذاشتن قواى نفسانى توصيه مىكردند .
پس در اثر [ و ] لزوم پروراندن استعدادها بهطور كلى جاى ترديد نيست ، بلكه