راسل كم كم به گفتهها و پيشنهادهاى خود جنبهء اخلاقى نيز مىدهد و به اندرز و موعظه مىپردازد . چون معتقد است يكى از ريشههاى اخلاق جنسى كهن حسادت است مردان و زنان را به ترك حسادت توصيه مىكند ، مىگويد :
« در طريقى كه من پيشنهاد مىكنم ، راست است كه زوجين را از وفادارى نسبت به يكديگر مبرّا مىدارم اما در عوض ، تكليف دشوار منكوب كردن حسادت را به عهدهشان مىگذارم . يك زندگى هشيارانه بدون تسلط بر نفس غيرممكن است . در اين صورت بهتر است يك احساس شديد و مزاحم را چون حسادت تحت انتظام درآوريم و نگذاريم مانع نموّ عمومى احساسات عاشقانه بشود . اشتباه اخلاق قديمى در آن نيست كه كفّ نفس را توجيه مىكند ، بلكه در آن است كه در مورد استعمال آن اشتباه مىنمايد . » .
مقصود راسل اين است كه قدما از لحاظ اخلاقى به كفّ نفس توصيه مىكردند ، من نيز به كفّ نفس توصيه مىكنم ، اما نظر قدما در كفّ نفس بر اين بود كه غريزهء جنسى محدود گردد و نظر من به اين است كه جلوى حسادت در امر جنسى - كه نامش را « غيرت » گذاشتهاند - گرفته شود . مردان آنگاه كه با عشقبازيهاى همسران خود مواجه مىشوند و احساس ناراحتى مىكنند بايد كفّ نفس و اغماض كنند ، مزاحم آنها نشوند ، بلكه از آن مردان بيگانه كه همسر محبوب آنها را خوشحال و مسرور كردهاند شكرگزار باشند ! هم او مىگويد :
« ايجاد فرزندان بايد فقط در ازدواج صورت گيرد و روابط بيرون از ازدواج به وسايل مختلف خنثى گردد ، و شوهران هم نسبت به عشّاق همان قدر غمض عين داشته باشند كه شرقيان نسبت به غلامان خنثى ( مقصود غلامان اخته و خواجه سرايان است ) « 1 » داشتند . اشكال اساسى اين طريق ، اطمينان اندكى است كه به وسايل ضدآبستنى از يك طرف و صميميت زنان از طرف ديگر ( كه از عشّاق خود باردار نشوند و به ريش شوهر نبندند ) « 2 » مىتوان داشت ، اما اين اشكال با مرور زمان
هامش
( 1 ) [ جملات داخل پرانتز از استاد است . ]
( 2 ) [ جملات داخل پرانتز از استاد است . ]