چنين لباسى زينت شمرده نمىشود .
خلاصه اينكه ظهور آيه را در اينكه قسمتى از زينت بدن را استثنا مىكند نمىتوان منكر شد ، و صراحت روايات هم ابداً قابل ترديد نيست .
در مورد جملهء دوم بايد گفت : آيه دلالت دارد كه پوشانيدن گريبان لازم است ، و چون در مقام بيان حدّ است اگر پوشانيدن چهره هم لازم بود بيان مىكرد .
دقت فرماييد ! « خِمار روسرى » اساساً براى پوشانيدن سر وضع شده است . ذكر كلمهء « خُمُر » در آيه مىفهماند كه زن بايد روسرى داشته باشد ، و واضح است كه با روسرى پوشانيدن مربوط به سر است ، و اما اينكه غير از سر آيا قسمت ديگرى را هم بايد با روسرى پوشانيد يا نه ، بستگى به بيان آن دارد و چون در آيه فقط زدن دو طرف روسرى بر گريبان مطرح است معلوم مىشود كه همين مقدار واجب است .
ممكن است كسى خيال كند معنى «
وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ
» اين است كه روسريها را مانند پرده از جلو چهره آويزان كنند تا حدى كه روى گريبان و سينه را بپوشاند .
ولى متأسفانه به هيچ وجه نمىتوان آيه را بدين معنى حمل كرد زيرا : اولًا كلمهء « خِمار » به كار رفته نه كلمهء « جِلباب » . خمار روسرى كوچك است و جلباب روسرى بزرگ . روسرى كوچك را نمىتوان آن اندازه جلو كشيد و مانند پرده آويزان كرد به طورى كه چهره و دور گردن و گريبان و سينه را بپوشاند و در عين حال سر و پشت گردن و موها - كه معمولًا در آن زمان بلند بوده است - پوشيده بماند .
ثانياً آيه مىفرمايد با همان روسريها كه داريد چنين عملى انجام دهيد . بديهى است اگر آن روسريها را بدان شكل روى چهره مىآويختند جلو پاى خود را به هيچ وجه نمىديدند و راه رفتن برايشان غيرممكن بود . آن روسريها قبلًا « مشبّك » و « تورى » ساخته نشده بود كه براى اين منظور مفيد باشد . اگر منظور اين بود كه لزوماً روسريها از پيش رو آويخته شود دستور مىرسيد كه روسريهايى تهيه كنيد غير از اين روسريهاى موجود كه بتوانيد هم چهره را بپوشانيد و هم راه برويد .
ثالثاً تركيب مادهء « ضرب » و كلمهء « على » مفيد مفهوم آويختن نيست . چنان كه قبلًا گفتيم و از اهل فن لغت و ادب عرب نقل كرديم تركيب « ضرب » با « على » فقط مفيد اين معنى است كه فلان چيز را بر روى فلان شىء مانند حائلى قرار داد . مثلًا معنى جملهء «
فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ
» اين است كه بر روى گوشهاى اينها حائلى قرار داديم . عليهذا مفهوم