تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢

ادلّهء موافق

به چند دليل مىتوان گفت كه پوشش وجه و كفين واجب نيست : 1 . آيهء « پوشش » كه همان آيهء 31 سورهء نور است و براى بيان اين وظيفه و تعيين حدود آن است پوشانيدن وجه و كفين را لازم نشمرده است . در اين آيه به دو جمله مىتوان استناد جست . يكى جملهء «
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها
» و ديگر جملهء «
وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ » .
. در مورد جملهء اول ديديم كه اكثر مفسران و عموم روايات ، خضاب و سرمه و انگشتر و دستبند و امثال اينها را مصداق مستثنى (
إِلَّا ما ظَهَرَ
) دانسته‌اند . اين زينتها زينتهايى است كه در چهره و دو دست تا مچ صورت مىگيرد . خضاب و انگشتر و دستبند مربوط به دست است و سرمه مربوط به چشم . كسانى كه پوشش وجه و كفين را واجب مىدانند بايد استثناء «
إِلَّا ما ظَهَرَ
» را منحصر بدانند به لباس رو ، و واضح است كه حمل استثنا بر اين معنى بسيار بعيد و خلاف بلاغت قرآن است . مخفى داشتن لباس رو ، به علت اينكه غيرممكن است ، احتياج به استثنا ندارد ؛ گذشته از اينكه لباس را وقتى مىتوان زينت محسوب كرد كه قسمتى از بدن نمايان باشد . مثلًا در مورد زنان بىپوشش مىتوان گفت كه لباس آنها يكى از زينتهاى آنهاست ، ولى اگر زن تمام بدن را با يك لباس سرتاسرى بپوشاند