ج . طفيليانى كه نيازى به زن ندارند (
التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ )
.
قدر مسلّم ، اين جمله ديوانگان و افراد بُلْه را كه داراى شهوت نيستند و جاذبهاى را كه در زن است درك نمىكنند شامل مىگردد . بعضيها عموميت بيشترى در آيه قائل شدهاند و آن را شامل خواجگان حرمسرا نيز دانستهاند به استناد اينكه خواجگان نيز حاجتى به زن ندارند .
محرم دانستن خواجگان و آوردن آنان به حرمسراها در زمانهاى قديم براساس همين فتوا بوده است .
برخى ديگر در آيه تعميم بيشترى دادهاند و گفتهاند شامل فقرا و مساكين نيز مىباشد ، يعنى كسانى كه وضع خاص آنان و شرايط آنان طورى است كه در اين عوالم نيستند . كسى كه براى نانش معطل است و به خاطر لقمهء نانى به دنبال آن مىدود و مخصوصاً با فاصلهء طبقاتىاى كه بين آن دو وجود دارد هرگز به فكر مسائل جنسى نخواهد بود .
ولى حقيقت اين است كه اين اندازه توسعه در مفهوم آيه بسيار بعيد است . قدر مسلّم همان طبقهء اول است و اگر بيشتر تعميم دهيم حداكثر اين است كه طبقهء دوم را مشمول آيه بدانيم .
د . كودكانى كه از امور جنسى بىخبرند يا توانايى ندارند (
الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ )
.
اين قسمت را نيز دو جور مىتوان تفسير كرد . كلمهء «
لَمْ يَظْهَرُوا
» از مادهء « ظهور » است و با كلمهء «
عَلى
» متعدى شده است . ممكن است تركيب اين دو كلمه مفهوم « اطلاع » را بدهد . پس معنى چنين مىشود : كودكانى كه بر امور نهانى زنان آگاه نيستند . و ممكن است مفهوم « غلبه و قدرت » را بدهد ، پس معنى چنين مىشود :
كودكانى كه بر استفاده از امور نهانى زنان توانايى ندارند .
طبق احتمال اول مراد بچههاى غيرمميّز هستند كه قدرت تشخيص اين گونه مطالب را ندارند . اما طبق احتمال دوم مقصود بچههايى است كه قدرت بر امور جنسى ندارند يعنى غيربالغ مىباشند هر چند مميّز بوده باشند . طبق احتمال دوم اطفالى كه همه چيز مىفهمند و نزديك به حد بلوغ مىباشند ولى بالغ نمىباشند جزء استثناها هستند . فتواى فقها نيز بر طبق اين تفسير است .