در شمارهء 112 مجلهء زن روز تحت عنوان « آيا مرد طبيعتاً خيانتكار است ؟ » نوشته است :
« پروفسور اشميد آلمانى گفته است : . . . در طول تاريخ ، مرد هميشه خيانتكار بوده و زن دنباله رو خيانت . حتى در قرون وسطى نيز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفيقه عوض مىكردند و 50 درصد از مردان زندار به همسرانشان خيانت مىورزيدند . رابرت كينزى ، محقق معروف امريكايى در گزارشش - كه به كينزى راپورت مشهور شده - نوشته است : مردان و زنان امريكايى در بىوفايى و خيانت دست ساير ملل دنيا را از پشت بستهاند . . . كينزى در قسمت ديگر گزارشش آورده است : « زن بر خلاف مرد از تنوع جويى در عشق و لذت بيزار است . به همين دليل بعضى اوقات از رفتار مرد سر در نمىآورد . ولى مرد تنوع جويى را نوعى ماجراجويى تلقى مىكند ، آسان از راه بدر مىرود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمى است نه لذت عاطفى و روحى . تظاهر به تماس عاطفى و روحى در مرد فقط تا وقتى است كه فرصتى براى درك لذت جسمى پيش نيامده است . روزى پزشك مشهورى به من گفت : « پوليگام » بودن مرد ( تنوع دوستى و تعددخواهى ) و « منو گام » بودن زن ( انحصارخواهى و يكه شناسى ) يك امر بديهى است ، زيرا در مرد ميليونها سلول « اسپرم » توليد مىشود در حالى كه زن در دوران آمادگى جز يك تخم از تخمدان توليد نمىكند . صرف نظر از فرضيهء كينزى ، بد نيست از خودمان بپرسيم :
آيا وفادار بودن براى مرد مشكل است ؟ .
هانرى دومنترلان فرانسوى در پاسخ اين سؤال نوشته است : وفادار بودن براى مرد مشكل نيست بلكه غيرممكن است . يك زن براى يك مرد آفريده شده است و يك مرد براى زندگى و همهء زنها . مرد اگر به تاريكى مىپرد و به زنش خيانت مىكند تقصير خودش نيست ، تقصير خلقت و طبيعت است كه همهء عوامل خيانت را در او به وجود آورده است . » .
در شمارهء 120 همين مجله تحت عنوان « عشق و ازدواج به سبك فرانسوى » چنين مىنويسد :
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٩