تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
« زن و شوهر فرانسوى مسألهء بىوفايى را بين خودشان حل كرده و براى آن قاعده و قانون و حد و حدودى قائل شده‌اند . اگر مرد از مرز اين قاعده و قانون تجاوز نكند پرش به تاريكىاش بىاهميت است . آيا اصولًا يك مرد بعد از دو سال زندگى زناشويى مىتواند وفادار بماند ؟ به‌طور يقين نه ، زيرا اين خلاف طبيعتش است . اما در مورد زنان تا اندازه‌اى تفاوت مىكند و خوشبختانه آنها به اين تفاوت واقفند . در فرانسه اگر شوهرى مرتكب خيانت شود زنش احساس نارضايى نمىكند يا عصبانى نمىشود ، زيرا به خودش دلدارى مىدهد : او فقط جسمش را با خودش نزد ديگرى برده نه روح و احساساتش را ، روح و احساساتش مال من است . » . در چند سال پيش نظريهء يك پروفسور زيست شناس به نام دكتر راسل لى در همين زمينه در روزنامهء كيهان منتشر شد و مدتى مورد بحث و گفتگوى نويسندگان ايرانى بود . به عقيدهء دكتر راسل لى قناعت مرد به يك زن خيانت به نسل است ، نه از نظر كميت بلكه از نظر كيفيت ؛ زيرا بسنده كردن مرد به يك زن نسل او را ضعيف مىكند . نسل در چندهمسرى قوى و نيرومند مىگردد . به عقيدهء ما اين توصيف از طبيعت مرد به هيچ وجه صحيح نيست . الهام بخش اين مفكران در اين عقيده اوضاع خاص محيط اجتماعى آنها بوده نه طبيعت واقعى مرد . البته ما مدعى نيستيم كه زن و مرد از لحاظ زيست شناسى و روانشناسى وضع مشابهى دارند . برعكس ، معتقديم زيست شناسى و روانشناسى مرد و زن متفاوت است و خلقت از اين تفاوت هدف داشته است ، و به همين جهت نبايد تساوى حقوق انسانى زن و مرد را بهانه براى تشابه و يكنواختى حقوق آنها قرار داد . از نظر روحيهء تك همسرى نيز قطعاً زن و مرد روحيه‌هاى متفاوتى دارند . زن طبعاً تك شوهر است ؛ چندشوهرى بر ضد روحيهء اوست . نوع تمنيات زن از شوهر با چندشوهرى سازگار نيست . اما مرد طبعاً تك همسر نيست ، به اين معنى كه چندزنى برضد روحيهء او نيست . چندزنى با نوع تمنياتى كه مرد از وجود زن دارد ناسازگار نيست . اما ما با آن عقيده كه روحيهء مرد با تك همسرى ناسازگار است مخالفيم . ما منكر اين نظر هستيم كه مىگويد علاقهء مرد به تنوع « اصلاح ناپذير » است . ما با اين عقيده مخالفيم كه وفادارى براى مرد غيرممكن است و يك زن براى يك مرد آفريده شده و يك مرد براى همهء زنها .