ظريف او را هدف توپ و مسلسل و بمب قرار داده مزهء اين كارها را به او بچشاند ، باز هم به واسطهء مقاومت بيشتر زن در مقابل بيمارى توازن عدد جنس زن و جنس مرد محفوظ نخواهد ماند .
اينها همه راجع به مقدمهء اول ، يعنى فزونى نسبى عدد زنان آمادهء ازدواج بر عدد مردان آمادهء ازدواج . پس معلوم شد واقعاً چنين حقيقتى وجود دارد و معلوم شد علت آن چيست و آن علت يا علتها از اول تاريخ بشر تا اين ساعت وجود داشته و دارد .
حق زن در چندهمسرى
اما مقدمهء دوم ، يعنى اينكه فزونى عدد زن آمادهء ازدواج بر عدد مرد آمادهء ازدواج براى طبقهء زن توليد « حق » مىكند و براى مردان و زنان متأهل ايجاد « وظيفه » .
در اينكه حق تأهل از طبيعى ترين و اصيل ترين حقوق بشرى است جاى سخن نيست . هر كسى ( اعم از زن يا مرد ) حق دارد زندگى خانوادگى داشته باشد ، از داشتن زن يا شوهر و فرزند بهرهمند باشد ؛ همان طورى كه حق دارد كار كند ، مسكن داشته باشد ، از تعليم و تربيت بهرهمند شود ، از بهداشت استفاده كند ، امنيت و آزادى داشته باشد . اجتماع نه تنها نبايد مانعى در راه استيفاى اين حقوق ايجاد كند ، بلكه بايد وسيلهء تأمين اين حقوق را فراهم سازد .
از نظر ما يك نقيصهء بزرگ در اعلاميهء جهانى حقوق بشر اين است كه به حق « تأهل » توجهى نكرده است . اين اعلاميه از حقوقى مانند حق آزادى و امنيت ، حق رجوع مؤثر به محاكم ملى ، حق تابعيت و ترك تابعيت ، حق آزادى ازدواج با اهل هر نژاد و مذهب ، حق مالكيت ، حق تشكيل اتحاديه ، حق استراحت و فراغت ، حق آموزش و پرورش ياد مىكند اما از حق تأهل يعنى حق داشتن يك كانون خانوادگى قانونى نامى به ميان نمىآورد . اين حق مخصوصاً از ناحيهء زن بيشتر اهميت دارد ، زيرا زن بيش از مرد به داشتن كانون خانوادگى نيازمند است . در مقالهء 27 گفتيم ازدواج براى مرد از جنبهء مادى اهميت دارد و براى زن از جنبههاى معنوى و عاطفى . مرد اگر خانواده را از دست بدهد ، با فحشاء و رفيقه بازى لااقل نيمى از احتياجات خود را برمىآورد ، اما اهميت خانواده براى زن بيش از اينهاست .
زن اگر محيط خانوادگى را از دست بدهد ، با فحشاء و رفيق بازى نمىتواند به هيچ وجه احتياجات مادى و معنوى خود را - ولو به حداقل - تأمين كند .