تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
( عرف تك همسرى ) بايد همواره عقيم بمانند و اين براى آنها محروميت بزرگى است . » . مىگويد : « وحدت ازدواج كامل ( تك همسرى ) مبتنى بر فرض تساوى تقريبى زنان و مردان است . جايى كه تساوى وجود ندارد قساوت زيادى در بارهء كسانى مىشود كه به حكم قانون رياضى بايد مجرد بمانند . حال اگر مايل به ازدياد نفوس باشيم اين قساوت ، گذشته از نظر خصوصى از لحاظ عمومى نيز مجاز نخواهد بود . » . اين است راه حلى كه يك فيلسوف قرن بيستم براى اين مسألهء اجتماعى پيشنهاد مىكند ، و آن بود راه حلى كه اسلام پيشنهاد كرده است . اسلام مىگويد : اين مشكل را به اين صورت حل كنيد كه يك نفر مرد واجد شرايط مالى و اخلاقى و جسمى بيش از يك زن را تكفل كند ، زن دوم را همسر قانونى و شرعى خود قرار دهد ، ميان او و همسر اولش و همچنين ميان فرزندان اين زن و فرزندان همسر اولش هيچ گونه تبعيض و تفاوتى قائل نشود ، زن اول تحت عنوان يك وظيفهء اجتماعى نسبت به خواهر خودش از حق خود بگذرد و فداكارى كند و اين نوع اشتراك و سوسياليزم را كه ضرورى ترين انواع سوسياليزم است بپذيرد . اما اين فيلسوف قرن بيستم مىگويد : زنان محروم شوهران زنان ديگر را بدزدند ، بچه‌هاى بىپدرى كه از اين راه به وجود مىآيند دولت تكفل كند . از نظر اين فيلسوف قرن بيستم احتياج زن به تأهل فقط از سه ناحيه است : يكى از ناحيهء جنسى كه با زرنگى و دلربايى زن به خوبى تأمين مىشود ، ديگر از ناحيهء فرزند كه آن هم با دزدى تأمين مىگردد ، سوم از ناحيهء اقتصادى كه به وسيلهء دولت بايد تأمين شود . از نظر اين فيلسوف چيزى كه اهميت ندارد يكى اين است كه زن احتياج دارد به عواطف صميمانهء شوهر ؛ احتياج دارد به اينكه مردى او را زير بال حمايت خود بگيرد و تماس با او تنها از ناحيهء احتياج جنسى نباشد . موضوع ديگرى كه از نظر اين فيلسوف اهميت ندارد وضع پريشان وناراحت كنندهء كودكى است كه از اين راه به دنيا مىآيد . هر كودكى ، بلكه هر انسانى نياز دارد به پدر شناخته شده و مادر شناخته شده . هر كودكى نياز دارد به عواطف صميمانهء پدر و مادر . تجربه نشان داده
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335 | مرتضى مطهرى