آمارگيرى سال 1950 نشان داد كه زنان آمادهء ازدواج آمريكا به اندازهء يك ميليون و چهارصد و سى هزار تن بر مردان افزايش دارد ( مجلهء زن روز ، شمارهء 69 ، صفحهء 71 ) .
برتراند راسل در كتاب زناشويى و اخلاق فصل مربوط به نفوس ، صفحهء 115 مىگويد :
« در انگلستان كنونى بيش از دو ميليون زن زائد بر مردان وجود دارد كه بنا بر عرف بايد همواره عقيم بمانند و اين براى ايشان محروميت بزرگى است . » .
در چند سال پيش در روزنامههاى ايران خوانديم كه زنان مجرد آلمان كه پس از تلفات عظيم آلمان در جنگ دوم جهانى از داشتن شوهر قانونى و كانون خانوادگى محروم ماندهاند ، رسماً از دولت آلمان تقاضا كردند كه قانون تك همسرى را لغو كند و اجازهء تعدد زوجات بدهد . دولت آلمان ضمن يك درخواست رسمى از دانشگاه اسلامى الازهر فرمول اين كار را خواست و البته بعد هم اطلاع حاصل كرديم كه كليسا سخت با اين تقاضا مخالفت كرد . كليسا محروم ماندن زنان را و در واقع شيوع فحشاء را بر تعدد زوجات ، صرفاً به خاطر اينكه يك فرمول شرقى و اسلامى است ، ترجيح داد .
علل فزونى عدد زنان آماده به ازدواج از مردان
علت اين امر چيست ؟ چرا با اينكه مواليد دختر از مواليد پسر بيشتر نيست ، عدد زنان آمادهء ازدواج از مردان بيشتر است ؟ .
علت اين امر واضح است : تلفات جنس مرد از تلفات جنس زن بيشتر است . اين تلفات معمولًا در سنينى واقع مىشود كه مرد بايد سرپرست خانوادهاى باشد . اگر اندكى به مرگهايى كه در اثر حوادث پيش مىآيد توجه كنيم از جنگها ، غرق شدنها ، سقوطها ، زيرآوار ماندنها ، تصادفها و غير اينها ، خواهيم ديد همهء اين حوادث و تلفات متوجه جنس مرد است . ندرتاً زنى در ميان اينها ديده مىشود . چه در مبارزهء انسان با انسان ، چه در مبارزهء انسان با طبيعت ، تلفات متوجه مرد مىشود .
اگر تنها جنگها را در نظر بگيريم كه از اول تاريخ بشريت روزى نبوده كه در چند