حق تأهل براى يك مرد يعنى حق اشباع غريزه ، حق همسر و شريك و همدل داشتن ، حق فرزند قانونى داشتن . اما حق تأهل براى يك زن علاوه بر همهء اينها يعنى حق حامى و سرپرست داشتن ، حق پشتوانهء عواطف داشتن .
اكنون پس از اثبات دو مقالهء بالا :
1 . فزونى نسبى عدد زنان بر عدد مردان .
2 . حق تأهل يك حق طبيعى بشرى است .
نتيجه اين است : اگر تك همسرى تنها صورت قانونى ازدواج باشد عملًا گروه زيادى از زنان از حق طبيعى انسانى خود ( حق تأهل ) محروم مىمانند . تنها با قانون تجويز تعدد زوجات است - البته با شرايط خاصى كه دارد - كه اين حق طبيعى احياء مىگردد .
بر عهدهء زنان روشن بين مسلمان است كه شخصيت واقعى خود را باز يابند و به نام حمايت از حقوق حقهء زن ، به نام حمايت از اخلاق ، به نام حمايت از نسل بشر ، به نام يكى از طبيعى ترين حقوق بشر ، به كميسيون حقوق بشر در سازمان ملل پيشنهاد كنند كه تعدد زوجات را در همان شرايط منطقى كه اسلام گفته ، به عنوان حقى از حقوق بشر به رسميت بشناسد و از اين راه بزرگترين خدمت را به جنس زن و به اخلاق بنمايند . صرف اينكه يك فرمول از جانب شرق آمده و غرب بايد از شرق پيروى كند ، گناه محسوب نمىشود .
نظريهء راسل
برتراند راسل - چنان كه قبلًا اشاره كرديم - به اين نكته توجه دارد كه اگر تك همسرى تنها صورت قانونى ازدواج باشد مستلزم محروميت گروه زيادى از زنان مىشود . لهذا راه حلى پيشنهاد مىكند . اما چه راه حلى ؟ ! خيلى ساده ، پيشنهاد مىكند كه به اين زنان اجازه داده شود براى اينكه از داشتن فرزند محروم نمانند با شكار كردن مردان ، فرزندان بىپدر به وجود آورند ، و نظر به اينكه زن در حالى كه فرزند در رحم يا دامن دارد احتياج به كمك مادى دارد و معمولًا پدر به نام نفقه به او كمك مىكند ، دولت از اين جهت جانشين پدر شود و به اين گونه زنان كمك اقتصادى كند .
راسل پس از اينكه مىگويد :
« در انگلستان كنونى بيش از دوميليون زن زائد بر مردان وجود دارد و بنا بر عرف