نظر شيخ الطائفه
شيخ طوسى در كتاب خلاف جلد 2 ، صفحهء 185 پس از آن كه در بارهء « عُنّه » يعنى ناتوانى جنسى نظر مىدهد و مىگويد پس از آن كه ثابت شد كه مرد « عنين » است زن خيار فسخ دارد ، مىگويد : اجماع فقها بر اين مطلب است . آنگاه مىگويد : و نيز به اين آيه استدلال شده است : «
فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ
» . عنين چون قادر نيست از زن به خوبى و شايستگى نگهدارى كند ، پس بايد او را رها نمايد .
از مجموع اينها به خوبى و به صورت قاطع مىتوان فهميد كه اسلام هرگز به مرد زورگو اجازه نمىدهد كه از حق طلاق سوء استفاده كند و زن را به عنوان يك محبوس نگهدارى كند .
ولى از آنچه گفته شد نبايد چنين استفاده شود كه هر كسى كه نام قاضى روى خود گذاشته حق مداخله در اين گونه مسائل دارد . قاضى از نظر اسلام شرايط سخت و سنگينى دارد كه اكنون جاى بحث در آن نيست .
مطلب ديگرى كه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه طلاق قضايى از نظر اسلام - با آنهمه عنايتى كه اسلام در ابقاء كانون خانوادگى دارد - خيلى استثنائاً و نادرالوجود صورت مىگيرد . اسلام به هيچ وجه اجازه نمىدهد كه طلاق به آن صورتى درآيد كه در امريكا و اروپا وجود دارد و نمونهاش را مرتب در روزنامهها مىخوانيم ، مثلًا زنى از شوهر خودش شكايت و تقاضاى طلاق مىكند به خاطر اينكه فيلمى كه من دوست دارم او دوست ندارد يا فى فى سگ عزيزم را نمىبوسد و از اين قبيل مسائل مسخره كه مظهر سقوط بشريت است .
خوانندهء محترم از آنچه در اين چند مقاله گفتيم ضمناً به مفهوم مطلبى كه در مقالهء 21 گفتيم پى برد . ما در آن مقاله پنج نظريه در بارهء طلاق ذكر كرديم ، به اين ترتيب :
1 . بى اهميتى طلاق و برداشتن همهء قيود اخلاقى و اجتماعى از جلو آن .
2 . ابديت همهء ازدواجها و جلوگيرى از طلاق بهطور كلى ( نظريهء كليساى كاتوليك ) .
3 . ازدواج از طرف مرد قابل انحلال و از طرف زن به هيچ وجه قابل انحلال نباشد .