تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

حق طلاق

از بحثهاى پيش معلوم شد اسلام با طلاق و انحلال كانون خانوادگى نظر مخالف دارد ، آن را دشمن مىدارد ، انواع تدابير اخلاقى و اجتماعى براى حفظ اين كانون از خطر انحلال به كار برده است ، براى جلوگيرى از وقوع طلاق به هر وسيله‌اى متوسل شده و از هر سلاحى استفاده كرده است جز وسيلهء زور و سلاح قانون . اسلام با اين جهت كه از زور و سلاح قانون براى جلوگيرى مرد از طلاق استفاده شود و زن با زور قانون در خانهء مرد بماند مخالف است ؛ آن را با مقام و موقعى كه زن بايد در محيط خانواده داشته باشد مغاير مىداند ، زيرا ركن اساسى زندگى خانوادگى احساسات و عواطف است و آن كس كه بايد احساسات و عواطف زناشويى را دريافت و جذب كند تا بتواند به نوبهء خود به فرزندان خود مهر و محبت بپاشد زن است . بى مهرى شوهر و خاموش شدن شعلهء احساسات شوهرى او نسبت به زن ، محيط خانوادگى را سرد و تاريك مىكند زيرا حتى احساسات مادرانهء يك زن نسبت به فرزندان بستگى زيادى دارد به احساسات شوهر در بارهء او . به قول خانم بئاتريس ماريو - كه قسمتى از گفتار او را در مقالهء پيش نقل كرديم - احساسات مادرى غريزه نيست ، به اين معنى كه چنين نيست كه به هر حال مادر مقاديرى احساسات ثابت و غير قابل كاهش و افزايش نسبت به فرزندان خود داشته باشد ، و برخوردارى او از عواطف