يك بانوى فرانسوى به نام بئاتريس ماريو درج شده بود . اين خانم طبق مندرجات آن مقاله دكتر در روانشناسى است ، روانشناس و روانكاو مخصوص بيمارستانهاى پاريس است و خودش نيز مادر است و سه فرزند دارد .
در قسمتهايى از اين مقاله نيازمنديهاى يك زن - در حالى كه باردار يا بچهدار است - به محبت و مهربانى شوهر به خوبى تشريح شده است . مىگويد :
« از وقتى كه يك زن حس مىكند كه به زودى بچهدار خواهد شد شروع مىكند به نگريستن ، جستجوكردن و بو كشيدن بدن و اندام خود ، مخصوصاً اگر بچهء اولش باشد . اين حالت كنجكاوى بسيار شديد است ، درست مثل اينكه زن با خود بيگانه است ، مىخواهد وجود خويشتن را كشف كند .
وقتى كه زن نخستين ضربههاى كوچولوى بچهاش را در شكم خويش احساس كرد شروع مىكند به گوش دادن به همهء صداهاى اندام خود .
حضور موجود ديگرى در بدن زن چنان سعادت و خوشحالى به او مىدهد كه كم كم ميل به انزوا و تنهايى پيدا مىكند و از دنياى خارج قطع ارتباط مىكند ، زيرا مىخواهد با كوچولويى كه هنوز به دنيا نيامده است خلوت كند . . .
مردها در روزهاى آبستنى همسرانشان وظايف بسيار مهمى به عهده دارند و متأسفانه هميشه از انجام اين وظايف شانه خالى مىكنند . مادر آينده نياز دارد كه حس كند شوهرش او را مىفهمد ، دوست دارد و پشتيبان اوست و گرنه وقتى ديد كه شكمش بالا آمده است ، زيبايىاش لطمه خورده ، حالت استفراغ دارد و از زايمان مىترسد ، همهء اين ناراحتيها را به حساب شوهرش خواهد گذاشت كه او را آبستن ساخته است . . . مرد وظيفه دارد كه در ماههاى آبستنى بيشتر از پيش در كنار زنش باشد . خانواده به پدرى مهربان نياز دارد تا زن و بچهها بتوانند از همهء مشكلات و شاديها و اندوههاى خود با او حرف بزنند ، حتى اگر حرفهايشان بىمعنى يا خسته كننده باشد . زن آبستن خيلى نيازمند آن است كه از بچهاش با او حرف بزنند . تمام غرور و افتخار يك زن مادر شدن اوست و وقتى احساس كند كه شوهرش نسبت به كودكى كه او به زودى به دنيا خواهد آورد بى اعتناست ، اين احساس غرور و افتخار جايش را به احساس حقارت و بيهودگى مىدهد ، از مادر بودن بيزار مىشود و آبستنى برايش معنى يك « احتضار » پيدا مىكند . ثابت شده است كه چنين زنانى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦٤