تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
دردهاى آبستنى را خيلى به دشوارى تحمل مىكنند . . . رابطهء مادر و فرزند يك رابطهء دو نفرى نيست ، بلكه يك رابطهء سه نفرى است : مادر - كودك - پدر ، و پدر حتى اگر غايب باشد ( زن را طلاق داده باشد ) در زندگى درونى مادر ، در تخيلات و تصورات او و نيز در احساس مادرى نقش اساسى دارد . . . » . اينها بود سخنان يك بانوى دانشمند كه هم روانشناس است و هم مادر .

بنيانى كه بر اساس عواطف بنا شده است

اكنون درست فكر كنيد موجودى كه تا اين اندازه به عواطف و علايق قلبى و حمايت و مهربانى موجود ديگر نيازمند است ، همه چيز را با عواطف و مهربانى او مىتواند تحمل كند ، بدون عواطف و مهربانيهاى او حتى فرزند براى او مفهوم درستى ندارد ، موجودى كه به قلب و احساسات موجود ديگر نيازمند است نه تنها به وجود او ، چگونه ممكن است با زور قانون او را به آن موجود ديگر كه نامش مرد است چسبانيد ؟ . آيا اين اشتباه نيست كه ما از طرفى موجبات بلهوسى و بىعلاقگى مردان را نسبت به همسرانشان فراهم كنيم و زمينه‌هاى هوسرانى را هر روز فراهمتر سازيم و آنگاه بخواهيم با زور قانون آنها را به مردان متصل كنيم و به اصطلاح به ريش مردان بچسبانيم ؟ اسلام كارى كرده كه مرد عملًا زن را بخواهد و دوستدار او باشد . اسلام هرگز نخواسته كه به زور زن را به مرد بچسباند . به‌طور كلى هر جا كه پاى علاقه و ارادت و اخلاص در ميان باشد و اين امور پايه و ركن كار محسوب شوند ، جاى اجبار قانونى نيست ؛ ممكن است جاى تأسف باشد ولى جاى اجبار و الزام و اكراه نيست . مثالى ذكر كنم : مىدانيم كه در نماز جماعت عدالت امام و اعتقاد مأمومين به عدالت او شرط است . ارتباط و اجتماع امام و مأمومين ارتباط و اجتماعى است كه بر اساس عدالت امام و ارادت و علاقه و اخلاص مأمومين استوار شده است . قلب و احساسات ركن اساسى اين ارتباط و اجتماع است . به همين دليل اين اجتماع و ارتباط اجباربردار و الزام بردار نيست ؛ قانون نمىتواند ضامن بقا و ادامهء آن باشد . اگر مأمومين نسبت به امام جماعت خود بىعلاقه گردند و اراده و اخلاصشان سلب گردد ، اين ارتباط و اجتماع طبعاً از هم پاشيده است ، خواه سلب اراده و علاقه و اخلاص
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 265 | مرتضى مطهرى