تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
« جفتجويى عبارت است از حمله براى تصرف در مردان و عقب نشينى براى دلبرى و فريبندگى در زنان . چون مرد طبعاً حيوان شكارى است ، عملش تهاجمى و مثبت است و زن براى مرد همچون جايزه‌اى است كه بايد آن را بربايد . جفتجويى جنگ است و پيكار ، و ازدواج تصاحب و اقتدار . » . پيمانى كه اساسش بر محبت و يگانگى است نه بر همكارى و رفاقت ، قابل اجبار و الزام نيست . با زور و اجبار قانونى مىتوان دو نفر را ملزم ساخت كه با يكديگر همكارى كنند و پيمان همكارى خود را بر اساس عدالت محترم بشمارند و ساليان دراز به همكارى خود ادامه دهند ، اما ممكن نيست با زور و اجبار قانونى دو نفر را وادار كرد كه يكديگر را دوست داشته باشند ، نسبت به هم صميميت داشته باشند ، براى يكديگر فداكارى كنند ، هر كدام از آنها سعادت ديگرى را سعادت خود بداند . اگر بخواهيم ميان دو نفر به اين شكل رابطه محفوظ بماند بايد جز اجبار قانونى تدابير عملى و اجتماعى ديگرى به كار بريم . مكانيسم طبيعى ازدواج كه اسلام قوانين خود را بر آن اساس وضع كرده اين است كه زن در منظومهء خانوادگى محبوب و محترم باشد . بنابراين اگر به عللى زن از اين مقام خود سقوط كرد و شعلهء محبت مرد نسبت به او خاموش و مرد نسبت به او بى علاقه شد ، پايه و ركن اساس خانوادگى خراب شده ؛ يعنى يك اجتماع طبيعى به حكم طبيعت از هم پاشيده است . اسلام به چنين وضعى با نظر تأسف مىنگرد ، ولى پس از آن كه مىبيند اساس طبيعى اين ازدواج متلاشى شده است نمىتواند از لحاظ قانونى آن را يك امر باقى و زنده فرض كند . اسلام كوششها و تدابير خاصى به كار مىبرد كه زندگى خانوادگى از لحاظ طبيعى باقى بماند ؛ يعنى زن در مقام محبوبيت و مطلوبيت و مرد در مقام طلب و علاقه و حضور به خدمت باقى بماند . توصيه‌هاى اسلام بر اينكه زن حتماً بايد خود را براى شوهر خود بيارايد ، هنرهاى خود را در جلوه‌هاى تازه براى شوهر به ظهور برساند ، رغبتهاى جنسى او را اشباع كند و با پاسخ منفى دادن به تقاضاهاى او در او ايجاد عقده و ناراحتى روحى نكند ، و از آن طرف به مرد توصيه كرده به زن خود محبت و مهربانى كند ، به او اظهار عشق و علاقه نمايد ، محبت خود را كتمان نكند ، و همچنين تدابير اسلام مبنى بر اينكه التذاذات جنسى محدود به محيط خانوادگى باشد ، اجتماع بزرگ محيط كار و فعاليت