تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

حق طلاق

مطلب به اينجا رسيد كه طلاق از نظر اسلام سخت منفور و مبغوض است ؛ اسلام مايل است پيمان ازدواج محكم و استوار بماند . آنگاه اين پرسش را طرح كرديم : اگر طلاق تا اين اندازه مبغوض و منفور است ، چرا اسلام آن را تحريم نكرده است ؟ مگر نه اين است كه اسلام هر عملى را كه منفور مىداند مانند شرابخوارى و قماربازى و ستمگرى ، آن را تحريم كرده است ؟ پس چرا طلاق را يكباره تحريم نكرده و براى آن مانع قانونى قرار نداده است ؟ و اساساً اين چه منطقى است كه طلاق ، حلال مبغوض است ؟ اگر حلال است مبغوض بودن چه معنى دارد ؟ و اگر مبغوض است چرا حلال شده است ؟ اسلام از طرفى مرد طلاق دهنده را زير نگاههاى خشم آلود خود قرار مىدهد ، از او تنفر و بيزارى دارد ، از طرف ديگر وقتى كه مرد مىخواهد زن خود را طلاق دهد مانع قانونى در جلو او قرار نمىدهد ، چرا ؟ . اين پرسش بسيار بجاست . همهء رازها در همين نكته نهفته است . راز اصلى مطلب اين است كه زوجيت و زندگانى زناشويى يك علقهء طبيعى است نه قراردادى ، و قوانين خاصى در طبيعت براى او وضع شده است . اين پيمان با همهء پيمانهاى ديگر اجتماعى از قبيل بيع و اجاره و صلح و رهن و وكالت و غيره اين تفاوت را دارد كه آنها همه صرفاً يك سلسله قراردادهاى اجتماعى هستند ، طبيعت و غريزه در آنها دخالت ندارد و