تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
مىشناسد . از نظر اسلام الغاء مهر و نفقه و خصوصاً نفقه موجب تزلزل اساس خانوادگى و كشيده شدن زن به سوى فحشاء است . و چون مهر و نفقه را لازم مىداند و به اين سبب قهراً از بودجهء زندگى زن كاسته شده است و تحميلى از اين نظر بر مرد شده است ، اسلام مىخواهد اين تحميل از طريق ارث جبران بشود . لهذا براى مرد دو برابر زن سهم الارث قرار داده است . پس مهر و نفقه است كه سهم الارث زن را تنزل داده است .

ايراد غرب پرستان

برخى از غرب پرستان وقتى كه در اين مسأله داد سخن مىدهند و نقص سهم الارث زن را يك وسيلهء تبليغ و هياهو عليه اسلام قرار مىدهند ، موضوع مهر و نفقه را پيش مىكشند . مىگويند چه لزومى دارد كه ما سهم زن را در ارث از سهم مرد كمتر قرار دهيم و آنگاه اين كمبود را به وسيلهء مهر و نفقه جبران كنيم ؟ چرا چپ اندرقيچى كار كنيم و لقمه را از پشت گردن به دهان ببريم ؟ از اول سهم الارث زن را معادل سهم الارث مرد قرار مىدهيم تا مجبور نشويم با مهر و نفقه آن را جبران كنيم . اولًا اين دايگان مهربانتر از مادر ، علت را به جاى معلول و معلول را به جاى علت گرفته‌اند . اينها خيال كرده‌اند مهر و نفقه معلول وضع خاص ارثى زن است ، غافل از اينكه وضع خاص ارثى زن معلول مهر و نفقه است . ثانياً گمان كرده‌اند آنچه در اينجا وجود دارد صرفاً جنبهء مالى و اقتصادى است . بديهى است اگر تنها جنبهء مالى و اقتصادى مطرح بود دليلى نداشت كه مهر و نفقه‌اى در كار باشد و يا سهم الارث زن و مرد تفاوت داشته باشد . چنان كه در مقالهء پيش گفتيم اسلام جهات زيادى را كه بعضى طبيعى و بعضى روانى است در نظر گرفته است . از يك طرف احتياجات و گرفتاريهاى زياد زن از لحاظ توليد نسل در صورتى كه مرد طبعاً از همهء آنها آزاد است ، از طرف ديگر قدرت كمتر او از مرد در توليد و تحصيل ثروت ، و از جانب سوم استهلاك ثروت بيشتر او از مرد ، بعلاوه ملاحظات روانى و روحى خاص زن و مرد و به عبارت ديگر روانشناسى زن و مرد و اينكه مرد همواره بايد به صورت خرج كننده براى زن باشد و بالأخره ملاحظات دقيق روانى و اجتماعى كه سبب استحكام علقهء خانوادگى مىشود ، اسلام همهء اينها را در نظر گرفته و مهر و نفقه را از اين جهات لازم دانسته است . اين امور ضرورى و لازم به‌طور غيرمستقيم سبب شده كه بر بودجهء مرد تحميل