الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً
» « 1 » باعث تعجب اعراب شد . اتفاقاً در آن اوقات برادر حسّان بن ثابت ، شاعر معروف عرب ، مرد و از او زنى با چند دختر باقى ماند . پسرعموهاى او همهء دارايى او را تصرف كردند و چيزى به زن و فرزندان او ندادند . زن او شكايت نزد رسول اكرم برد . رسول اكرم آنها را احضار كرد . آنها گفتند :
زن كه قادر نيست سلاح بپوشد و در مقابل دشمن بايستد ، اين ما هستيم كه بايد شمشير دست بگيريم و از خودمان و از اين زنها دفاع كنيم ، پس ثروت هم بايد متعلق به مردان باشد . ولى رسول اكرم حكم خدا را به آنها ابلاغ كرد .
ارث پسرخوانده
اعراب جاهليت گاهى كسى را پسرخوانده قرار مىدادند و در نتيجه ، آن پسرخوانده مانند يك پسر حقيقى وارث ميت شمرده مىشد . رسم پسرخواندگى در ميان ملتهاى ديگر و از آن جمله ايران و روم قديم موجود بوده است . طبق اين رسم يك پسرخوانده به دليل اينكه پسر است از مزايايى برخوردار بود كه دختران نسلى برخوردار نبودند . از جمله مزاياى پسرخوانده ارث بردن بود ، همچنان [ كه ] ممنوعيت ازدواج شخص با زن پسرخوانده يكى ديگر از اين مزايا و آثار بود . قرآن كريم اين رسم را نيز منسوخ كرد .
ارث هم پيمان
اعراب رسم ديگرى نيز در ارث داشتند كه آن را نيز قرآن كريم منسوخ كرد و آن رسم « هم پيمانى » بود . دو نفر بيگانه با يكديگر پيمان مىبستند كه « خون من خون تو و تعرض به من تعرض به تو و من از تو ارث ببرم و تو از من ارث ببرى » . به موجب اين پيمان اين دو نفر بيگانه در زمان حيات از يكديگر دفاع مىكردند و هر كدام زودتر مىمرد ديگرى مال او را به ارث مىبرد .
زن ، جزء سهم الارث
اعراب گاهى زن ميت را جزء اموال و دارايى او به حساب مىآوردند و به صورت
هامش
( 1 ) . نساء / 7 .