تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

بخش دهم : حق طلاق

* افزايش روزافزون طلاق ، يا بيمارى قرن بيستم . * دنياى امروز از طرفى بر عوامل اجتماعى طلاق مىافزايد و از طرفى مىخواهد با زور قانون جلو طلاق را بگيرد . * پنج فرضيه دربارهء طلاق . * آيا لازمهء تقدس ازدواج اين است كه راه طلاق به كلى بسته باشد ؟ . * مشكلات اجتماعى با قانون تنها حل نمىشود . * طلاق از نظر اسلام مبغوض ترين چيزهاست . * آيا راست است كه امام حسن « مِطلاق » بوده است ؟ . * آنجا كه ركن اساسى ، عاطفه است از اجبار قانونى كارى ساخته نيست . * خاموشى شعلهء محبت مرد ، به حيات خانوادگى پايان مىدهد و خاموشى شعلهء محبت زن آن را نيمه جان مىسازد . * اسلام با چسباندن زن به مرد با زور موافق نيست . * دنياى غرب در افزودن بر فساد و انحراف ، به زن و مرد سهم « مساوى » داده است . * مرد كوهسار است و زن چشمه ، فرزندان به منزلهء گلها و شكوفه‌ها . * صلح و سازش ميان زن و مرد از نوع « صلح مسلح » نمىتواند باشد . * موانعى كه اسلام براى طلاق ايجاد كرده است . * دادگاه خانوادگى از نظر قرآن . * همان قانونى كه ماهيت ازدواج را « تصاحب » قرار داده ، ماهيت طلاق را « رهايى » قرار داده است . * حق طلاق غير از حق فسخ است . * طلاق به صورت يك حق طبيعى ، مخصوص مرد است ، اما به صورت يك حق قراردادى ، زن نيز مىتواند از آن بهره‌مند باشد . * طلاق قضايى . * آنجا كه طلاق مانند يك زايمان غيرطبيعى ، به كمك جراح و عوامل جراحى صورت مىگيرد . * اسلام ، قانونى كه بتوان آن را « سرطان » ناميد ندارد . * نمونه‌اى از راه حلهاى اسلامى در زمينهء بن بستهايى كه حق مالكيت به وجود مىآورد . * اصل اسلامى : « يا نگهدارى به شايستگى و يا رها كردن به نيكى »