آن جهان از او بودند و او را « پادشاه زن » مىگفتند .
2 . زنى كه يگانه فرزند پدر و مادرش بود ، او را « اوگ زن » يعنى زن يگانه مىگفتند و نخستين فرزندى كه مىزاد به پدر و مادرش داده مىشد تا جانشين فرزندى بشود كه از خانهء آنها رفته است و شوهر كرده و پس از آن اين زن را هم « پادشاه زن » مىگفتند .
3 . اگر مردى در سن بلوغ بىزن مىمرد ، خانوادهاش زن بيگانهاى را جهيز مىداد و او را به كابين مرد بيگانهاى در مىآورد و آن زن را « سذر زن » يعنى زن خوانده مىگفتند و هرچه فرزند او مىزاد ، نيمى به آن مرد مرده تعلق مىگرفت و در آن جهان فرزند او مىشد و نيمى ديگر از آن شوهر زنده بود .
4 . زن بيوهاى كه دو بار شوهر كرده بود « چغر زن » مىگفتند كه به معنى چاكر زن يعنى زن خادمه باشد ، و اگر از شوى اول خود فرزند نداشت او را « سذر زن » مىدانستند . . .
5 . زنى كه بىرضاى پدر و مادرش به شوهر مىرفت ، در ميان زنان پست ترين پايه را داشت و او را « خودسراى زن » يعنى زن خودسر مىگفتند و از پدر و مادر خود ارث نمىبرد مگر پس از آن كه پسرش به سن بلوغ برسد و او را به عنوان « اوگ زن » به عقد درآورد . » .
در قوانين اسلام هيچ يك از ناهمواريهاى گذشته در مورد ارث وجود ندارد . چيزى كه در قوانين اسلامى مورد اعتراض مدعيان تساوى حقوق است اين است كه سهم الارث زن در اسلام معادل نصف سهم الارث مرد است . از نظر اسلام پسر دو برابر دختر و برادر دو برابر خواهر و شوهر دو برابر زن ارث مىبرد . تنها در مورد پدر و مادر است كه اگر ميت فرزندانى داشته باشد و پدر و مادرش نيز زنده باشد ، هريك از پدر و مادر يك ششم از مال ميت را به ارث مىبرند .
علت اينكه اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرار داد وضع خاصى است كه زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازى و برخى قوانين جزايى دارد ؛ يعنى وضع خاص ارثى زن معلول وضع خاصى است كه زن از لحاظ مهر و نفقه و غيره دارد .
اسلام به موجب دلايلى كه در مقالات پيش گفتيم مهر و نفقه را امورى لازم و مؤثر در استحكام زناشويى و تأمين آسايش خانوادگى و ايجاد وحدت ميان زن و شوهر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٣٧