. . . قوهء عملى او بر اكتشاف و اختراع و تهيهء وسايل جنگى ، ناشى از فرار غربى از « خويشتن » است نه قدرت و تسلط استثنايى وى بر خود . . . ترس از تنهايى و سكوت ، و توسل به پول ، غربى را از شنيدن نداى باطن خود عاجز ساخته و انگيزهء فعاليتهاى مداوم او همينهاست . محرك او در فتح جهان ، ناتوانى او در « حكومت به خويشتن » است . به همين علت غربى پديدآورندهء آشوب و فساد در سراسر دنياست . . . وقتى انسان روح خود را از دست بدهد ، فتح دنيا به چه درد او مىخورد . . . كسانى كه انجيل به آنان تعليم داده است كه در جهان مبشّر حقيقت و محبت و صلح باشند ، خودشان در جستجوى طلا و برده به هر طرف روانند ؛ به جاى اينكه مطابق تعاليم انجيل در مملكت خداوند در جستجوى بخشش و عدالت باشند ، براى تبرئهء سيئات خود از حربهء مذهب استفاده مىكنند و به جاى نشر كلام الهى ، بر سر ملتها بمب مىريزند . » .
و به همين علت اعلاميهء حقوق بشر بيش از همه و پيش از همه از طرف خود غرب نقض شده است . فلسفهاى كه غرب عملًا در زندگى طى مىكند ، راهى جز شكست اعلاميهء حقوق بشر باقى نمىگذارد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٥٤