حقوق پيشنهاد كنند و مسترد دارند . » « 1 »
نتيجهء عملى بارز ديگر شيوع اين افكار در جنگهاى استقلال امريكا عليه انگلستان ظاهر شد . سيزده مستعمرهء انگلستان در امريكاى شمالى در اثر فشار و تحميلات زيادى كه بر آنها وارد مىشد سر به طغيان و عصيان بلند كردند و بالأخره استقلال خويش را به دست آوردند .
در سال 1776 ميلادى كنگرهاى در فيلادلفيا تشكيل شد كه استقلال عمومى را اعلان و اعلاميهاى در اين زمينه منتشر كرد و در مقدمهء آن چنين نوشت :
« جميع افراد بشر در خلقت يكسانند و خالق به هر فردى حقوق ثابت و لايتغيرى تفويض فرموده است مثل حق حيات و حق آزادى ، و علت غايى تشكيل حكومتها حفظ حقوق مزبور است و قوهء حكومت و نفوذ كلمهء او منوط به رضايت ملت خواهد بود . . . » « 2 »
اما آن كه به نام « اعلاميهء حقوق بشر » در جهان معروف شد آن چيزى است كه پس از انقلاب كبير فرانسه به نام اعلان حقوق منتشر شد . اين اعلاميه عبارت است از يك سلسله اصول كلى كه در آغاز قانون اساسى فرانسه قيد شده و جزء لاينفك قانون اساسى فرانسه محسوب مىشود . اين اعلاميه مشتمل است بر يك مقدمه و هفده ماده .
مادهء اوّل آن اين است : « افراد بشر آزاد متولد شده و مادام العمر آزاد مانده و در حقوق با يكديگر مساويند . . . » .
در قرن 19 تحولات و افكار تازهاى در زمينهء حقوق بشرى در مسائل اقتصادى و اجتماعى و سياسى رخ داد كه منتهى به ظهور سوسياليسم و لزوم تخصيص منافع به طبقات زحمتكش و انتقال حكومت از دست سرمايهدار به دست كارگر گرديد .
تا اوايل قرن بيستم هرچه در اطراف حقوق بشر بحث شده است مربوط است به حقوق ملتها در برابر دولتها و يا حقوق طبقات رنجبر و زحمتكش در برابر كارفرمايان
هامش
( 1 ) . ترجمهء تاريخ آلبرماله ، ج 4 / ص 366 .
( 2 ) . همان ، ج 5 / ص 234 .