فلسفه را با كوپن نمىتوان اثبات كرد
از اين مضحكتر اين است كه آنجا كه مىخواهيم حقوق انسانى زن را بررسى كنيم ، به آراء پسران و دختران جوان مراجعه كنيم ، كوپن چاپ كنيم و بخواهيم با پركردن كوپن كشف كنيم كه حقوق انسانى چيست و آيا حقوق انسانى زن و مرد يك جور است و يا دو جور ؟ .
به هر حال ما مسألهء حقوق انسانى زن را به شكل علمى و فلسفى و بر اساس حقوق ذاتى بشرى بررسى مىكنيم . مىخواهيم ببينيم همان اصولى كه اقتضا مىكند انسانها به طور كلى داراى يك سلسله حقوق طبيعى و خدادادى باشند ، آيا ايجاب مىكند كه زن و مرد از لحاظ حقوق داراى وضع مشابهى بوده باشند يا نه ؟ لذا از دانشمندان و متفكران و حقوقدانان واقعى كشور كه يگانه مرجع صلاحيتدار اظهار نظر در اين گونه مسائل مىباشند درخواست مىكنيم به دلايل ما با ديدهء تحقيق و انتقاد بنگرند . موجب كمال امتنان اينجانب خواهد بود اگر مستدلًا نظر خود را در تأييد يا رد اين گفتهها ابراز نمايند .
براى بررسى اين مطلب لازم است اولًا بحثى در بارهء اساس و ريشهء حقوق انسانى انجام دهيم و سپس خصوص حقوق زن و مرد را مورد مطالعه قرار دهيم .
بد نيست قبلًا اشارهء مختصرى به نهضتهاى حقوقى قرون جديد كه به نظريهء تساوى حقوق زن و مرد منتهى شد بنماييم .
نگاهى به تاريخ حقوق زن در اروپا
« در اروپا از قرن 17 به بعد به نام حقوق بشر زمزمههايى آغاز شد . نويسندگان و متفكران قرن 17 و 18 افكار خود را در بارهء حقوق طبيعى و فطرى و غيرقابل سلب بشر با پشتكار عجيبى در ميان مردم پخش كردند . ژان ژاك روسو و ولتر و منتسكيو از اين دسته از متفكران و نويسندگاناند . اولين نتيجهء عملى كه از نشر افكار طرفداران حقوق طبيعى بشر حاصل شد اين بود كه در انگلستان يك كشمكش طولانى ميان هيأت حاكمه و ملت به وجود آمد . ملت موفق شد در سال 1688 ميلادى پارهاى از حقوق اجتماعى و سياسى خود را طبق يك اعلام نامهء