امتيازات طبيعى را رعايت و احترام كنند . » .
حكماى اروپايى كه اين عقيده را داشتند و دارند فراوانند . حقوق بشر كه اعلانها و اعلاميهها براى آن تنظيم شد و موادى به عنوان حقوق بشر تعيين شد - از همين فرضيهء حقوق طبيعى سرچشمه گرفت ؛ يعنى فرضيهء حقوق طبيعى و فطرى بود كه به صورت اعلاميههاى حقوق بشر ظاهر شد .
و باز چنان كه مىدانيم آنچه منتسكيو ، سپنسر و غير آنها در بارهء عدالت گفتهاند عين آن چيزى است كه متكلمين اسلام در بارهء حسن و قبح عقلى و اصل عدل گفتهاند .
در ميان علماى اسلامى افرادى بودند كه منكر حقوق ذاتى بوده و عدالت را قراردادى مىدانستهاند ، همچنانكه در ميان اروپاييان نيز اين عقيده وجود داشته است . هوبز انگليسى منكر عدالت به صورت يك امر واقعى است .
اعلاميهء حقوق بشر فلسفه است نه قانون
مضحك اين است كه مىگويند متن اعلاميهء حقوق بشر را مجلسين تصويب كردهاند ، و چون تساوى حقوق زن و مرد جزء مواد اعلاميهء حقوق بشر است پس به حكم قانون مصوّب مجلسين زن و مرد بايد داراى حقوقى مساوى يكديگر باشند .
مگر متن اعلاميهء حقوق بشر چيزى است كه در صلاحيت مجلسين باشد كه آن را تصويب يا رد كنند ؟ .
محتويات اعلاميهء حقوق بشر از نوع امور قراردادى نيست كه قواى مقنّنهء كشورها بتوانند آن را تصويب بكنند يا نكنند .
اعلاميهء حقوق بشر حقوق ذاتى و غيرقابل سلب و غير قابل اسقاط انسانها را مورد بحث قرار داده است ؛ حقوقى را مطرح كرده است كه به ادعاى اين اعلاميه لازمهء حيثيت انسانى انسانهاست و دست تواناى خلقت و آفرينش آنها را براى انسانها قرار داده است ، يعنى مبدأ و قدرتى كه به انسانها عقل و اراده و شرافت انسانى داده است اين حقوق را هم طبق ادعاى اعلاميهء حقوق بشر به انسانها داده است .
انسانها نمىتوانند محتويات اعلاميهء حقوق بشر را براى خود وضع كنند و نه مىتوانند از خود سلب و اسقاط نمايند . از تصويب مجلسين و قواى مقنّنه گذشته يعنى چه ؟ !