تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
على لحظه‌اى سر را پايين انداخت ، سپس سر را بلند كرد در حالى كه با خود زمزمه مىكرد و مىگفت : « نه ، به خدا قسم نبايد رسيدگى به دادخواهى مظلوم را تأخير انداخت . حق مظلوم را حتما بايد از ظالم گرفت و رعب ظالم را بايد از دل مظلوم بيرون كرد تا با كمال شهامت و بدون ترس و بيم در مقابل ظالم بايستد و حق خود را مطالبه كند . » « 1 » - بگو ببينم خانهء شما كجاست ؟ . - فلان جاست . - برويم . على به اتفاق آن زن به در خانه‌شان رفت ، پشت در ايستاد و به آواز بلند فرياد كرد : « اهل خانه ! سلام عليكم . » . جوانى بيرون آمد ، كه شوهر همين زن بود . جوان على را نشناخت ، ديد پيرمردى كه در حدود شصت سال دارد به اتفاق زنش آمده است . فهميد كه زنش اين مرد را براى حمايت و شفاعت با خود آورده است ، اما حرفى نزد . على عليه السلام فرمود : « اين بانو كه زن تو است از تو شكايت دارد ، مىگويد : تو به او ظلم و او را از خانه بيرون كرده‌اى . بعلاوه تهديد به كتك نموده‌اى . من آمده‌ام به تو بگويم از خدا بترس و با زن خود نيكى و مهربانى كن . » . - به تو چه مربوط كه من با زنم خوب رفتار كرده‌ام يا بد ؟ ! بلى من او را تهديد به كتك كرده‌ام ، اما حالا كه رفته تو را آورده و تو از جانب او حرف مىزنى او را زنده زنده آتش خواهم زد . على از گستاخى جوان برآشفت ، دست به قبضهء شمشير برد و از غلاف بيرون كشيد . آنگاه گفت : « من تو را اندرز مىدهم و امر به معروف و نهى از منكر مىكنم ، تو اين‌طور جواب
هامش
( 1 ) . عبارت اين است : « لا و اللَّه ، اويؤخذ للضعيف حقه من القوى غير متعتع . » اين جمله از كلام رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله اقتباس شده است . خود اميرالمؤمنين و صحابهء ديگر از رسول خدا نقل كرده‌اند كه مكرر مىفرمود : « لن تقدس امة حتى يؤخذ للضعيف حقه من القوى غير متعتع » ( كافى ، باب امر به معروف و نهى از منكر ؛ ايضا نهج البلاغه ، فرمان مالك اشتر ) يعنى هرگز ملتى منزه و قابل احترام نخواهد شد مگر اينكه به پايه‌اى برسد كه حق ضعيف از قوى باز ستانده شود بدون آنكه زبان ضعيف در مقابل قوى به لكنت بيفتد .