تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
زيرا حبشه راه نزديكى نبود كه به آسانى بتوان برگشت . از آن طرف وارد مكه شدن همان و تحت شكنجه قرار گرفتن همان . بالاخره يك چيز به نظرش رسيد و آن اينكه از عادت جارى و معمول عرب استفاده كند و خود را در « جوار » يكى از متنفذين قريش قرار دهد . طبق عادت عرب اگر كسى از ديگرى « جوار » مىخواست ، يعنى از او تقاضا مىكرد كه او را پناه دهد و از او حمايت كند ، آن ديگرى جوار مىداد و تا پاى جان هم از او حمايت مىكرد . براى عرب ننگ بود كه كسى جوار بخواهد - ولو دشمن - و او جوار ندهد ، يا پس از جوار دادن از او حمايت نكند . عثمان نيمه شب وارد مكه شد و يكسره به طرف خانهء وليد بن مغيرهء مخزومى كه از شخصيتهاى برجسته و ثروتمند و متنفذ قريش بود رفت و از او جوار خواست . وليد هم جوار او را پذيرفت . روز بعد وليد بن مغيره هنگامى كه اكابر قريش در مسجد الحرام جمع بودند به مسجد الحرام آمد و عثمان بن مظعون را با خود آورد و رسما اعلام كرد كه عثمان در جوار من است و از اين ساعت اگر كسى متعرض او شود متعرض من شده است . قريش كه جوار وليد بن مغيره را محترم مىشمردند ، ديگر متعرض عثمان نشدند و او از آن ساعت « مصونيت » پيدا كرد ، آزادانه مىرفت و مىآمد و مانند يكى از قريش در مجالس و محافل آنها شركت مىكرد . اما در همان حال ، قريش لحظه‌اى از آزار و شكنجهء ساير مسلمانان فروگذار نمىكردند . اين جريان بر عثمان - كه هرگز راحت خود و رنج ياران بر عثمان - كه هرگز راحت خود و رنج ياران را نمىتوانست ببيند - سخت گران مىآمد . روزى با خود انديشيد اين مروت نيست من در پناه يك نفر مشكوك آسوده باشم و برادران همفكر و هم عقيده‌ام در زير شكنجه و آزار باشند . از اين رو نزد وليد بن مغيره آمد و گفت : « من از تو متشكرم ، تو به من پناه دادى و از من حمايت كردى ، ولى از امروز مىخواهم از جوار تو خارج شوم و به ياران خود ملحق شوم . بگذار هرچه بر سر آنها مىآيد بر سر من نيز بيايد . » . - برادرزاده جان ! شايد به تو خوش نگذشته و پناه من نتوانسته تو را محفوظ نگاه دارد . - چرا ، من از اين جهت ناراضى نيستم ، من مىخواهم بعد از اين جز در « پناه خدا » زندگى نكنم .