تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩

شكايت از روزگار

مفضل بن قيس سخت در فشار زندگى واقع شده بود . فقر و تنگدستى ، قرض و مخارج زندگى او را آزار مىداد . يك روز در محضر امام صادق لب به شكايت گشود و بيچارگيهاى خود را مو به مو تشريح كرد : « فلان مبلغ قرض دارم ، نمىدانم چه جور ادا كنم . فلان مبلغ خرج دارم و راه درآمدى ندارم . بيچاره شدم ، متحيرم ، گيج شده‌ام . به هر در بازى مىروم به رويم بسته مىشود . . . » در آخر از امام تقاضا كرد درباره‌اش دعايى بفرمايد و از خداوند متعال بخواهد گره از كار فروبستهء او بگشايد . امام صادق به كنيزكى كه آنجا بود فرمود : « برو آن كيسهء اشرفى كه منصور براى ما فرستاده بياور . » كنيزك رفت و فوراً كيسهء اشرفى را حاضر كرد . آنگاه به مفضل بن قيس فرمود : « در اين كيسه چهارصد دينار است و كمكى است براى زندگى تو . » . - مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم اين نبود ، مقصودم فقط خواهش دعا بود . » . - « بسيار خوب ، دعا هم مىكنم . اما اين نكته را به تو بگويم ، هرگز سختيها و بيچارگيهاى خود را براى مردم تشريح نكن ، اولين اثرش اين است كه وانمود مىشود تو در ميدان زندگى زمين خورده‌اى و از روزگار شكست يافته‌اى . در نظرها كوچك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 379 | مرتضى مطهرى