فراهم كرد .
على عليه السلام بعد از فيصله دادن كار اصحاب جمل متوجه معاويه شد .
نامههايى با معاويه رد و بدل كرد ، اما نامههاى على در دل سياه معاويه اثر نكرد . دو طرف با سپاهى انبوه به سوى يكديگر حركت كردند . ابوالاعور سلمى پيشاپيش لشكر معاويه با گروهى از پيشاهنگان حركت مىكرد ، و مالك اشتر نخعى با گروهى از لشكريان على به عنوان پيشاهنگ و مقدمة الجيش سپاه على حركت مىكرد . دو دستهء پيشاهنگ در كنار فرات به يكديگر سيدند . مالك اشتر از طرف على مجاز نبود جنگ را شروع كند ، اما ابوالاعور براى اينكه زهرچشمى بگيرد حملهء سختى كرد . حملهء او از طرف مالك و همراهانش دفع شد و شاميان سخت به عقب رانده شدند . ابوالاعور براى اينكه كار را از راه ديگر بر حريف سخت بگيرد ، خود را به محل « شريعه » ، يعنى آن نقطهء شيبدار كنار فرات كه دو طرف مىبايست از آنجا آب بردارند ، رساند . نيزه داران و تيراندازان خود را مأمور كرد تا آن نقطه را حفظ كنند و مانع ورود مالك و يارانش بشوند . طولى نكشيد كه خود معاويه با سپاه انبوهش رسيد و از پيشدستى ابوالاعور خشنود شد . معاويه براى اطمينان بيشتر عدهاى بر نفرات ابوالاعور افزود . اصحاب على در مضيقهء بىآبى قرار گرفتند . شاميان عموما از پيش آمدن اين فرصت خوشحال بودن دو معاويه با مسرت اظهار داشت : « اين اولين پيروزى است » .
تنها عمرو بن العاص ، معاون و مشاور مخصوص معاويه ، اين كار را مصلحت نمىديد . از آن سو على عليه السلام خودش رسيد و از ماجرا آگاه شد . نامهاى به وسيلهء يكى از بزرگان يارانش به نام صعصعة به معاويه نوشت و يادآور شد :
« ما آمدهايم به اينجا اما ميل نداريم حتى الامكان جنگى رخ دهد و ميان مسلمانان برادركشى واقع شود . اميدواريم بتوانيم با مذاكرات اختلافات را حل كنيم ، ولى مىبينم تو و پيروانت قبل از هر چيز اسلحه به كار بردهايد ، بعلاوه جلوى آب را بر ياران من گرفتهايد . دستور بده از اين كار دست بردارند ، تا مذاكرات آغاز گردد .
البته اگر تو به چيزى جز جنگ راضى نشوى ، من ترس و ابايى ندارم . » .
اين نامه به دست معاويه رسيد . با مشاورين خود در اطراف اين موضوع مشورت كرد . عموما نظرشان اين بود : فرصت خوبى به دست آمده ، بايد استفاده كرد و به اين نام نبايد ترتيب اثر داد . تنها عمرو بن العاص نظر مخالف داشت ، گفت اشتباه مىكنيد ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 376
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٦