تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
براى بازشدن عقدهء دل مردم دستور داد هشام بن اسماعيل را جلو خانهء مروان حكم نگاه دارند و هركس كه از هشام بدى ديده يا شنيده بيايد و تلافى كند و داد دل خود را بگيرد . مردم دسته دسته مىآمدند . دشنام و ناسزا و لعن و نفرين بود كه نثار هشام بن اسماعيل مىشد . خود هشام بن اسماعيل بيش از همه نگران امام على بن الحسين و علويين بود . با خود فكر مىكرد انتقام على بن الحسين در مقابل آنهمه ستمها و سبّ و لعنها نسبت به پدران بزرگوارش كمتر از كشتن نخواهد بود . ولى از آن طرف ، امام به علويين فرمود خوى ما بر اين نيست كه به افتاده لگد بزنيم و از دشمن بعد از آنكه ضعيف شد انتقام بگيريم ، بلكه برعكس ، اخلاق ما اين است كه به افتادگان كمك و مساعدت كنيم . هنگامى كه امام با جمعيت انبوه علويين به طرف هشام بن اسماعيل مىآمد ، رنگ در چهرهء هشام باقى نماند . هر لحظه انتظار مرگ را مىكشيد . ولى بر خلاف انتظار وى ، امام طبق معمول - كه مسلمانى به مسلمانى مىرسد - با صداى بلند فرمود : « سلام عليكم » و با او مصافحه كرد و بر حال او ترحم كرده به او فرمود : « اگر كمكى از من ساخته است حاضرم . » . بعد از اين جريان ، مردم مدينه نيز شماتت به او را موقوف كردند « 1 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 11 / ص 17 و 27 ، و الامام الصادق ، ج 1 / ص 111 ، و الامام زين العابدين ، تأليف عبد العزيز سيدالاهل ، ترجمهء حسين وجدانى ، صفحهء 92 .