بالاتر از همه اينكه رعايت ادب معمول زمان را نسبت به مقام سلطنت ، كه اظهار خاكسارى و به خاك بوسه زدن است ، نكردند . وارد شدند و سلام كردند .
اين جريان كه به منزلهء اهانتى تلقى مىشد مورد اعتراض قرار گرفت ، اما آنها فورا جواب دادند : « دين ما كه به خاطر آن به اينجا پناه آوردهايم به ما اجازه نمىدهد در مقابل غير خداى يگانه اظهار خاكسارى كنيم . » .
ديدن آن عمل و شنيدن اين سخن در توجيه آن عمل ، رعبى در دلها انداخت و هيبت و عظمت و شخصيت عجيبى به مسلمانان داد كه ساير عظمتها و جلالهاى مجلس همه تحت الشعاع قرار گرفت .
نجاشى شخصا عهدهدار بازپرسى از آنها شد ، پرسيد : « اين دين جديد شما چه دينى است كه هم با دين قبلى خود شما متمايز است و هم با دين ما ؟ » .
رياست و زعامت مسلمانان در حبشه با جعفر بن ابى طالب برادر بزرگتر اميرالمؤمنين على عليه السلام بود و قرار بر اين بود كه او عهدهدار توضيحات و جوابده سؤالات باشد .
جعفر گفت : « ما مردمى بوديم كه در نادانى به سر مىبرديم ، بت مىپرستيديم ، مردار مىخورديم ، مرتكب فحشاء مىشديم ، قطع رحم مىكرديم ، به همسايگان بدى مىكرديم ، اقوياى ما [ حق ] ضعفاى ما را مىخوردند . در چنين حالتى به سر مىبرديم كه خداوند پيغمبرى به سوى ما مبعوث فرمود كه نسب و پاكدامنى او را كاملا مىشناسيم . او ما را به توحيد و عبادت خداى يكتا خواند و از پرستش بتها و سنگها و چوبها باز داشت . ما را فرمان داد به راستى در گفتار ، و اداى امانت ، و صلهء رحم ، و خوش همسايگى ، و احترام نفوس . ما را نهى كرد از ارتكاب فحشاء ، و سخن باطل ، و خوردن مال يتيم ، و متهم ساختن زنان پاكدامن . ما را فرمان داد به شريك نگرفتن در عبادت براى خدا و به نماز و زكات و روزه و . . .
« ما هم به او ايمان آورديم و او را تصديق كرديم و از اين دستورها كه برشمردم پيروى كرديم . ولى قوم ما ، ما را مورد تعرض قرار دادند و به ما پيچيدند كه اين دستورها را رها كنيم و برگرديم به همان وضعى كه در سابق داشتيم ، باز برگرديم به بت پرستى و همان پستيها كه داشتيم . و چون امتناع كرديم ، ما را عذاب كردند و تحت شكنجه قرار دادند . اين بود كه ما آنجا را رها كرديم و به كشور شما آمديم و اميدواريم كه در اينجا قرين امن باشيم . »
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٨