تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بودند ، ابن مقفع را جسورتر و گستاختر كرده بود . عيسى و سليمان ، عبد اللَّه بن مقفع را از سفيان بن معاويه خواستند . او اساسا منكر موضوع شد و گفت : « ابن مقفع به خانهء من نيامده است . » ولى چون روز روشن همه ديده بودند كه ابن مقفع داخل خانهء فرماندار شده و شهود شهادت دادند ، ديگر جاى انكار نبود . كار كوچكى نبود . پاى قتل نفس بود ، آن هم شخصيت معروف و دانشمندى مثل ابن مقفع . طرفين منازعه هم عبارت بود از فرماندار بصره از يك طرف ، و عموهاى خليفه از طرف ديگر . قهرا مطلب به دربار خليفه در بغداد كشيده شد . طرفين دعوا و شهود و همهء مطلعين به حضور منصور رفتند . دعوا مطرح شد و شهود شهادت دادند . بعد از شهادت شهود ، منصور به عموهاى خويش گفت : « براى من مانعى ندارد كه سفيان را الان به اتهام قتل ابن مقفع بكشم ، ولى كدام يك از شما دو نفر عهده‌دار مىشود كه اگر ابن مقفع زنده بود و بعد از كشتن سفيان از اين در ( اشاره كرد به درى كه پشت سرش بود ) زنده و سالم وارد شد او را به قصاص سفيان بكشم ؟ » . عيسى و سليمان در جواب اين سؤال حيرت زده درماندند و پيش خود گفتند مبادا كه ابن مقفع زنده باشد و سفيان او را زنده و سالم نزد خليفه فرستاده باشد . ناچار از دعواى خود صرف نظر كردند و رفتند . مدتها گذشت و ديگر از ابن مقفع اثرى و خبرى ديده و شنيده نشد . كم كم خاطره‌اش هم داشت فراموش مىشد . بعد از مدتها كه آبها از آسياب افتاد ، معلوم شد كه ابن مقفع همواره با زبان خويش سفيان بن معاويه را نيش مىزده است . حتى يك روز در حضور جمعيت به وى دشنام مادر گفته است . سفيان هميشه در كمين بوده تا انتقام زبان ابن مقفع را بگيرد ، ولى از ترس عيسى و سليمان ، عموهاى خليفه ، جرأت نمىكرده است ، تا آنكه حادثه‌اى اتفاق مىافتد : حادثه اين بود كه قرار شد امان نامه‌اى براى عبد اللَّه بن على ، عموى ديگر منصور ، نوشته شود و منصور آن را امضاء كند . عبد اللَّه بن على از ابن مقفع - كه دبير برادرانش بوددرخواست كرد كه آن امان نامه را بنويسد . ابن مقفع هم آن را تنظيم كرد و نوشت . در آن امان نامه ضمن شرايطى كه نام برده بود تعبيرات زننده و گستاخانه‌اى نسبت به منصور خليفهء سفاك عباسى كرده بود . وقتى نامه به دست منصور رسيد سخت متغير و ناراحت شد ، پرسيد : « چه كسى اين را تنظيم كرده است ؟ » گفته شد : « ابن مقفع » .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 294 | مرتضى مطهرى