تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود : « سبحان اللَّه ! به مادرش دشنام مىدهى ؟ ! به مادرش نسبت كار ناروا مىدهى ؟ ! من خيال مىكردم تو مردى باتقوا و پرهيزگارى . معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد . » . - يابن رسول اللَّه ! اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است . خودت مىدانى كه آنها مسلمان نيستند . مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم . - مادرش كافر بوده كه بوده . هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند . وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند عملشان زنا نيست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمىشوند . امام بعد از اين بيان به او فرمود : « ديگر از من دور شو . » . بعد از آن ، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود ، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت « 1 »
هامش
( 1 ) . كافى ، جلد 2 ، باب البذاء ، صفحهء 324 ؛ و وسائل ، جلد 2 ، صفحهء 477 .