نعمتها و موهبتهاى الهى استفاده مىكنم ، از زمانى كه به حد رشد و بلوغ رسيدهام ، شب و روزى بر من نمىگذرد مگر آنكه مراقب هستم كه اگر حقى در مالم پيدا شود فوراً آن را به موردش برسانم . » .
سفيان نتوانست جواب منطق امام را بدهد ، سرافكنده و شكست خورده بيرون رفت و به ياران و هم مسلكان خود پيوست و ماجرا را گفت . آنها تصميم گرفتند كه دسته جمعى بيايند و با امام مباحثه كنند .
جمعى به اتفاق آمدند و گفتند : « رفيق ما نتوانست خوب دلائل خودش را ذكر كند ، اكنون ما آمدهايم با دلائل روشن خود تو را محكوم سازيم . » .
امام : « دليلهاى شما چيست ؟ بيان كنيد . » .
جمعيت : « دليلهاى ما از قرآن است . » .
امام : « چه دليلى بهتر از قرآن ؟ بيان كنيد ، آمادهء شنيدنم . » .
جمعيت : « ما دو آيه از قرآن را دليل بر مدعاى خودمان و درستى مسلكى كه اتخاذ كردهايم مىآوريم و همين ما را كافى است . خداوند در قرآن كريم يك جا گروهى از صحابه را اينطور ستايش مىكند : « در عين اينكه خودشان در تنگدستى و زحمتند ، ديگران را بر خويش مقدم مىدارند . كسانى كه از صفت بخل محفوظ بمانند ، آنهايند رستگاران . » « 1 » در جاى ديگر قرآن مىگويد : « در عين اينكه به غذا احتياج و علاقه دارند ، آن را به فقير و يتيم و اسير مىخورانند . » « 2 »
همين كه سخنشان به اينجا رسيد ، يك نفر كه در حاشيهء مجلس نشسته بود و به سخنان آنها گوش مىداد گفت : « آنچه من تاكنون فهميدهام اين است كه شما خودتان هم به سخنان خود عقيده نداريد ، شما اين حرفها را وسيله قرار دادهايد تا مردم را به مال خودشان بىعلاقه كنيد تا به شما بدهند و شما عوض آنها بهرهمند شويد ، لهذا عملا ديده نشده كه شما از غذاهاى خوب احتراز و پرهيز داشته باشيد . » .
امام : « عجالتاً اين حرفها را رها كنيد ، اينها فايده ندارد . » بعد رو به جمعيت كرد و فرمود : « اول بگوييد آيا شما كه به قرآن استدلال مىكنيد ، محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن را تميز مىدهيد يا نه ؟ ! هركس از اين امت كه گمراه شد از همين راه گمراه
هامش
( 1 ) .« وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »( سورهء حشر ، آيهء 9 ) .
( 2 ) .« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً »( سورهء دهر ، آيهء 8 ) .