تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

امام صادق و گروهى از متصوفه

سفيان ثورى « 1 » كه در مدينه مىزيست بر امام صادق وارد شد . امام را ديد جامه‌اى
هامش
( 1 ) . در حدود اوايل قرن دوم هجرى ، دسته‌اى در ميان مسلمين به وجود آمدند كه خود را زاهد و صوفى مىناميدند . اين دسته روش خاصى در زندگى داشتند و ديگران را هم به همان روش دعوت مىكردند و چنين وانمود مىكردند كه راه دين هم همين است . مدعى بودند كه از نعمتهاى دنيا بايد دورى جست ، آدم مؤمن نبايد جامهء خوب بپوشد ، يا غذاى مطبوع بخورد ، يا در مسكن عالى بنشيند . اينها ديگران را كه مىديدند احيانا اين مواهب را مورد استفاده قرار مىدهند ، سخت تحقير و ملامت مىكردند و آنان را اهل دنيا و دور از خدا مىخواندند . ايراد سفيان بر امام صادق روى همين طرز تفكر بود . اين روش و مسلك در جهان سابقه داشت . در يونان و در هند ، بلكه در همه جاى دنيا اين مسلك كم و بيش وجود داشته ، در ميان مسلمين هم پيدا شد و به آن رنگ دينى دادند . اين روش و اين مسلك در نسلهاى بعد ادامه يافت و نفوذ عجيبى پيدا كرد ، و مىتوان گفت مكتب مخصوصى در ميان مسلمين به وجود آمد كه اثر مستقيمش محترم نشمردن اصول زندگى و لاقيدى در كارها بود و ثمره‌اش انحطاط و تأخر كشورهاى اسلامى شد . نفوذ اين مكتب و اين فلسفه ، تنها در ميان طبقاتى كه رسما به نام صوفى ناميده شده‌اند نبوده ، شيوع اين طرز تفكر مخصوص - به نام زهد و تقوا و ترك دنيا - در ميان ساير طبقات و گروههاى مذهبى اسلامى كه احيانا خود را ضدصوفى قلمداد كرده و مىكنند كمتر از صوفيه نبوده است . و هم مىتوان گفت تمام كسانى كه صوفى ناميده شده‌اند داراى اين طرز تفكر نبوده‌اند . شك نيست كه اين طرز تفكر را بايد يك نوع بيمارى اجتماعى تلقى كرد ، يك بيمارى خطرناك كه موجب فلج روحى اجتماع مىگردد . و بايد با اين بيمارى مبارزه كرد و اين طرز تفكر را از بين برد . متأسفانه مبارزه‌هايى كه به اين نام شده و مىشود ، هيچ يك مبارزه با اين بيمارى يعنى با اين طرز تفكر نيست ، مبارزه با اسماء و الفاظ و افراد و اشخاص است و احيانا مبارزه براى ربودن مناصب دنيوى ، و بسا هست كه مبارزه كنندگان با تصوف ، خودشان به آن بيمارى بيشتر مبتلا هستند و عامل شيوع آن بيمارى مىباشند . يا آنكه به علت جهل و قصور درك مبارزه كنندگان ، يك سلسله افكار عالى و لطيف كه شاهكار انسانيت است و دست كمتر كسى به آنها مىرسد مورد حمله قرار مىگيرد . مبارزه با تصوف بايد به صورت مبارزه با آن بيمارى و آن طرز تفكر باشد كه در حديث متن ، در ضمن بيان امام صادق عليه السلام آمده . بايد با آن مبارزه شود ، در هر جا كه باشد و از طرف هر جمعيت كه ابراز شود ، به هر نام كه خوانده شود . به هر حال ، بيان امام در اين داستان جامعترين بيانى است در رد اين طرز تفكر ، كه متأسفانه شيوع عظيمى پيدا كرده ، و خوشبختانه اين بيان جامع ، در كتب حديث محفوظ و مضبوط مانده است .