تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
از ذكر اين نكته نيز نمىتوانم صرف نظر كنم كه ، در مدتى كه مشغول نگارش يا چاپ اين داستانها بودم ، بعضى از دوستان ضمن تحسين و اعتراف به سودمندى اين كتاب ، از اينكه من كارهاى به عقيدهء آنها مهمتر و لازمتر خود را موقتا كنار گذاشته و به اين كار پرداخته‌ام ، اظهار تأسف مىكردند و ملامتم مىنمودند كه چرا چندين تأليف علمى مهم را در رشته‌هاى مختلف به يك سو گذاشته‌ام و به چنين كار ساده‌اى پرداخته‌ام . حتى بعضى پيشنهاد كردند كه حالا كه زحمت اين كار را كشيده‌اى پس لااقل به نام خودت منتشر نكن ! من گفتم چرا ؟ مگر چه عيبى دارد ؟ گفتند اثرى كه به نام تو منتشر مىشود لااقل بايد در رديف همان اصول فلسفه باشد ، اين كار براى تو كوچك است . گفتم مقياس كوچكى و بزرگى چيست ؟ معلوم شد مقياس بزرگى و كوچكى كار در نظر اين آقايان مشكلى و سادگى آن است و كارى به اهميت و بزرگى و كوچكى نتيجهء كار ندارند ؛ هر كارى كه مشكل است بزرگ است و هر كارى كه ساده است كوچك . اگر اين منطق و اين طرز تفكر مربوط به يك نفر يا چند نفر مىبود ، من در اينجا از آن نام نمىبردم . متأسفانه اين طرز تفكر - كه جز يك بيمارى اجتماعى و يك انحراف بزرگ از تعليمات عاليهء اسلامى چيز ديگرى نيست - در اجتماع ما زياد شيوع پيدا كرده . چه زبانها را كه اين منطق نبسته و چه قلمها را كه نشكسته و به گوشه‌اى نيفكنده است ؟ . به همين دليل است كه ما امروز از لحاظ كتب مفيد و مخصوصا كتب دينى و مذهبى سودمند ، بيش از اندازه فقيريم . هر مدعى فضلى حاضر است ده سال يا بيشتر صرف وقت كند و يك رطب و يابس به هم ببافد و به عنوان يك اثر علمى ، كتابى تأليف كند و با كمال افتخار نام خود را پشت آن كتاب بنويسد ، بدون آنكه يك ذره به حال اجتماع مفيد فايده‌اى باشد . اما از تأليف يك كتاب مفيد ، فقط به جرم اينكه ساده است و كسر شأن است ، خوددارى مىكند . نتيجه همين است كه آنچه بايسته و لازم است نوشته نمىشود و چيزهايى كه زائد و بى مصرف است پشت سر يكديگر چاپ و تأليف مىگردد . چه خوب