سير هم استفاده شده و داستانهايى از علما و ساير شخصيتها آورده شده كه سودمند و آموزنده است . در اين قسمت نيز اعمال جمود و تعصب نشده و تنها به رجال شيعه اختصاص نيافته ، احيانا داستانهايى از ساير شخصيتهاى اسلامى يا داستانهايى از شخصيتهاى برجستهء غيرمسلمان آورده شده است ، چنان كه ملاحظه خواهيد فرمود .
نام اين كتاب را به اعتبار اينكه غالب قهرمانان اين داستانها كسانى هستند كه راست رو و بر صراط مستقيم مىباشند و در زبان قرآن كريم « صدّيقين » ناميده شدهاند « داستان راستان » گذاشتهايم . البته از آن جهت هم كه معمولا طالبان و خوانندگان اين گونه داستانها افرادى هستند كه مىخواهند راست گام بردارند و اين كتاب براى آنها و به خاطر آنهاست ، ما اين داستانها را مىتوانيم « داستان راستان » بدانيم .
گذشته از همهء اينها ، چون اين داستانها ساختهء وهم و خيال نيست ، بلكه قضايايى است كه در دنيا واقع شده و در متون كتبى كه عنايت بوده قضاياى حقيقى در آن كتب با كمال صداقت و راستى و امانت ضبط شود ضبط شده و اين داستانها « داستانهاى راست » است ، از اين رو مناسب بود كه مادهء « راستى » را در جزء نام اين كتاب قرار دهيم .
اين داستانها علاوه بر آنكه عملا مىتواند راهنماى اخلاقى و اجتماعى سودمندى باشد ، معرف روح تعليمات اسلامى نيز هست و خواننده از اين رهگذر به حقيقت و روح تعليمات اسلامى آشنا مىشود و مىتواند خود را ، يا محيط و جامعهء خود را با اين مقياسها اندازه بگيرد و ببيند در جامعهاى كه او در آن زندگى مىكند و همهء طبقات خود را مسلمان مىدانند و احيانا بعضى از آن طبقات سنگ اسلام را نيز به سينه مىزنند ، چه اندازه از معنى و حقيقت اسلام معمول و مُجرى است .
اين داستانها هم براى « خواص » قابل استفاده است و هم براى « عوام » ، ولى منظور از اين نگارش تنها استفادهء عوام است ، زيرا تنها اين طبقاتند كه ميلى به عدالت و انصاف و خضوعى در برابر حق و حقيقت در آنها موجود است و اگر با سخن حقى مواجه شوند حاضرند خود را با
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٨٨