بدون آنكه چيزى بر متن داستان افزوده گردد ، هر داستانى پرورش داده شود .
با اينكه غالبا نقطهء شروع و خط گردش داستان با آنچه در مأخذ آمده فرق دارد و طرز بيان مختلف و متفاوت است ، بعلاوه تا حدودى داستان در اينجا پرورش يافته است ، اگر خواننده به مأخذ مراجعه كند ، مىبيند اين تصرفات طورى به عمل آمده كه درحقيقت داستان هيچ گونه تغيير و تبديلى نداده ، فقط داستان را مطبوعتر و شنيدنىتر كرده است .
در اين كتاب از لحاظ نتيجهء داستان هيچ گونه توضيحى داده نشده ، مگر آنكه در متن داستان جملهاى بوده كه نتيجه را بيان مىكرده است . و حتى عنوانى كه روى داستان گذاشته شده سعى شده ، حتى الامكان ، عنوانى باشد كه اشاره به نتيجهء داستان نباشد . البته اين بدان جهت بوده كه خواستهايم نتيجه گيرى را به عهدهء خود خواننده بگذاريم .
كتاب و نوشته بايد هم زحمت فكركردن را از دوش خواننده بردارد و هم او را وادار به تفكر كند و قوهء فكرى او را برانگيزد . آن فكرى كه بايد از دوش خواننده برداشته شود ، فكر در معنى جملهها و عبارات است . از اين نظر تاحدى كه وقت و فرصت اجازه مىداده كوشش شده كه عبارات روان و مفهوم باشد . و اما آن فكرى كه بايد به عهدهء خواننده گذاشته شود فكر در نتيجه است . هر چيزى تا خود خواننده دربارهء آن فكر نكند و از فكر خود چيزى بر آن نيفزايد ، با روحش آميخته نمىگردد و در دلش نفوذ نمىكند و در عملش اثر نمىبخشد . البته آن فكرى كه خواننده از خودش مىتواند بر مطلب بيفزايد ، همانا نتيجهاى است كه بهطور طبيعى از مقدمات مىتوان گرفت .
همانطور كه از اول بنا بود ، اكثر اين داستانها از كتب حديث گرفته شده و قهرمان داستان يكى از پيشوايان بزرگ دين است ، ولى البته منحصر به اين گونه داستانها نيست ، از كتب رجال و تراجم و تواريخ و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٨٧