تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدند ، مرده مپندار كه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند .

شوراى صحرا

روز سختى بود و شمار دشمن بسيار و امكانات و ساز و برگ‌شان فراوان . در اندك حركتى كه دست داد ، شوراى صحرا تشكيل شد و گروهى پيشنهاد كردند كه ديگر بايد عقب‌نشينى كرد و دگرباره به تجديد نيرو و فراهم آوردن امكانات پرداخت ، مباد كه مشعل مبارزه خاموش گردد . اين ديدگاه پذيرفته شد ، جز اينكه گفتند نبايد از برابر دشمن عقب نشست ، تا خيره‌سرىاش افزون گردد كه در اين صورت ، ما را رها نخواهد ساخت و يك نفر جان سالم به در نخواهد برد . بايد به هر قيمتى است روز را قهرمانانه تا فرا رسيدن تاريكى شب جنگيد و آن گاه كه دو نيرو به قرارگاه خويش رفتند ، عقب نشست . و بدين‌سان با فرا رسيدن تاريكى شب و بازگشت دو نيرو به لشكرگاه خويش ، براى فردا ، بازماندهء نيروى توّابين به رهبرى « رفاعه » براى ادامه مبارزه به سوى كوفه بازگشت . امّا چنان رعب و هراسى بر دل دشمن افكنده بود كه جرات تعقيب آنان را به دل راه نداد و مشعل پيكار با استبداد ددمنش اموى را فروزان‌تر ساخت . و آنان پس از بازگشت به شهر و ديار خويش و دست همكارى سپردن به مختار به تعقيب و كيفر شديد قاتلان حسين عليه السّلام و يارانش در عراق و شام پرداختند . « 1 »
هامش
( 1 ) - در نوشتن اين بخش بيشتر از اين كتاب‌ها بهره‌ور بوده‌ايم : الف : تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 551 - 600 ؛ ب : تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 5 - 80 ؛ د : كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 158 - 200 ؛ ه : بحار الانوار ، ج 45 ، ص 350 . و : سفينة البحار ، ج 1 ، ص 452 . ز : اوّلين تاريخ كربلا ، به همين قلم .