آمرزيده شود ، به سوى من بشتابد ! و آن گاه غلاف شمشيرش را شكست و با گروهى كه به او اقتدا كردند ، جنگ نمايانى به راه انداخت و انبوهى از سپاه شام را به همراه آنان به خاك افكند و دشمن كه ياراى رويارويى را از دست مىداد ، آنان را از دور تيرباران ساخت . . .
سرانجام نخستين امير روشن انديش و با اخلاص توّابين به شهادت رسيد . . . و از پى او دومين شخصيت آنان ، « مسيّب » پرچم را برافراشت ، و او نيز پس از دلاوريهاى بسيار ، ياران را وداع كرد و پرچم را به « عبد اللَّه بن سعد » سپرد .
امير سوّم ، پس از پيكارى تحسين برانگيز به تلاوت اين آيهء شريفه پرداخت كه :
«
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
» « 1 » و در اين شرايط بود كه يارانى از بصره و مدائن رسيدند و سپاه توّابين جان تازهاى گرفت ، امّا سپاه تاريك انديش شام بىشمار بود و پس از هر شكست ، نيروهاى جديدى را وارد ميدان مىكرد .
سوّمين و چهارمين چهرهء سرشناس توّابين نيز قهرمانانه ميدان جنگ را اداره كردند و شهامتمندانه سر بر بستر شهادت نهادند .
و پرچم پيكار به دست « رفاعه » سپرده شد . . .
او خروشيد كه هان اى بندگان خدا ! هر كس براستى خواهان زندگى جاودانهاى است كه مرگى در پى ندارد ، و خواهان آسايش و آرامشى است كه رنجى به دنبالش نيست ، و در انديشهء شادى و سرورى است كه اندوهى پس از آن نخواهد بود بپاخيزد و با پيكار با اين نگهبانان ستم و خيانت ، به خدا تقرّب جويد . با اينان كه سر كردگانشان با زور و فريب و بازى با احساسات ساده دلان و سادهانديشان و با ابزار سلطه و سركوب ساختن دين ، حلال خدا را حرام مىكنند و حرامش را حلال مىسازند ، و اين تيره بختان باز هم سرو گردن خويش را بلا گردان آنان مىسازند . آرى با اينان پيكار كنيد و شب را در بهشت پرطراوت و زيباى خدا باشيد ! و آن گاه طوفانى به راه انداخت كه تماشايى بود . او همى مىرزميد و اين آيه را مىخواند كه :
«
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
» « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء 33 ، آيهء 23 .
( 2 ) - سورهء 3 ، آيهء 169 .