همان بزرگ مردى را كه خدا و فرشته وحى بر او درود و سلام نثار مىكنند .
4 - از « ام سلمه » همسر پيامبر گرامى آوردهاند كه مىگفت : پس از رحلت پيامبر ديگر نوحه سرايى و سوگوارى جنّيان را در سوگ كسى نشنيده بودم تا در شهادت حسين عليه السّلام دگر باره شنيدم كه يكى از گويندگان آنها شعرى بدين مضمون مىسرايد و نوحه سرايى مىكند : ( 1 )
ألا يا عين فاحتملى بجهدى * و من يبكى على الشّهداء بعدى . . .
هان اى چشم ! مرا در اين راه يارى كن تا در اين سوگ سهمگين گريه كنم ! چه كسى پس از من بر اين شهيدان گرانقدر راه آزادى و عدالت گريه مىكند ؟
بر شهيدانى كه مرگ پرافتخار و شهادت در راه حق ، آنان را به سوى مقاومت و ايستادگى در برابر خودكامهء روزگارشان سوق داد .
5 - و از گروهى از مردم مدينه آوردهاند كه صداى جانسوز سوگوارى پريان در شهادت حسين عليه السّلام را مىشنيدند كه مىگفتند :
مسح النّبىّ جبينه * فله بريق في الخدود . . .
پيامبر دست بر پيشانى خود گرفته و باران اشك از جام ديدگان بر گونههايش روان است ؛ پدر و مادر حسين عليه السّلام از بزرگان و برجستگان قريش هستند و نياى بزرگ او ، بهترين نياكان مىباشد .
6 - و نيز پريان بر او مىگريستند و مىگفتند :
لمن الأبيات بالطّف على كره بنينا * تلك ابيات الحسين يتجاوبن رنينا
اين خانههايى كه در پهن دشت نينوا ، ناخواسته بنياد شده است از آن كيست ؟
اينها خانههاى حسين است كه شيونها و نالههاى ما را پاسخ مىدهند .
7 - و نيز « ابن جوزى » در كتاب خويش تحت عنوان « سوگوارى جنّيان بر امام حسين عليه السّلام » آورده است كه گروهى از مردم صداى سوگوارى جنّيان بر آن حضرت را مىشنيدند كه مىگفتند : ( 2 ) « لقد جئن نساء الجنّ يبكين شجيات . . . »
زنان جنّيان از غم و اندوه گريه مىكنند و براى بانوان هاشمى نوحه مىسرايند ؛ بر پيشواى آزادى ، حسين و بر بزرگى اين سوگ ، شيون و ناله سر مىدهند ؛ بر چهره خود مىكوبند ، و پس از جامههاى سياه ، جامههاى رنگارنگ در بر مىكنند .