تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
براى تو سودبخش كه مايهء زيان و بىآبرويى بيشتر است . و آن گاه است كه هر چه را از پيش فرستاده‌اى همان را خواهى يافت و پروردگارت هرگز بر بندگان ستم روا نمىدارد و به همين جهت من از ظلم و بيداد تو به بارگاه او شكايت مىبرم و به او توكل و اعتماد مىكنم . و سرانجام دليرانه و انديشاننده بر سر دژخيم سياه روى اموى و مذهب سالارى هراس انگيز و خشونت‌بار او فرياد بر آورد كه : فكد كيدك ، و اسع سعيك ، و ناصب جهدك ، فو اللَّه لا تمحو ذكرنا ، و لا تميت وحينا ، و لا تدرك امدنا ، و لا ترحض عنك عارها ، و هل رأيك الّا فند ، و ايّامك الّا عدد ، و جمعك الّا بدد ؟ يوم ينادى المنادى
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
فالحمد للَّه ربّ العالمين ، الّذى ختم لاوّلنا بالسّعادة و المغفرة و لآخرنا بالشّهادة و الرّحمة ، و نسأل اللَّه ان يكمّل لهم الثّواب ، و يوجب لهم المزيد ، و يحسن علينا الخلافة ، انّه رحيم ( 1 ) و دود ، و
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
. « 1 » و تو نيز اى يزيد ! هر فريب و نيرنگى دارى بر ضد ما به كار گير و هر اقدام و تلاشى كه ميتوانى دريغ مدار و به آن دست بزن ، امّا سوگند به خداى پيروزمند كه نه ، خواهى توانست نام بلند و پرشكوه دودمان ما را از ميان بردارى و نه نور روشنگر وحى و فرهنگ خداپسندانه و انسان دوستانهء ما را خاموش سازى ؛ نه ، خواهى توانست به جلال و شكوه دست يا بى و نه موفق خواهى شد تا لكهء ننگ و عار اين ستم و بيدادى را كه به آن دست يازيدى از دامان و پيشانى خود و نظام پوشالىات بشويى و از پروندهء زندگى رسوايت بزدايى ! آگاه باش كه رأى و ديدگاه تو سخت سست و بىاعتبار است و روزگار ميداندارى و فرصت تاخت و تازت بسيار اندك و دار و دستهء كفتارمنش‌ات رو به پريشانى و پراكندگى است . آرى دور نيست روزى كه هاتف و نداگرى ندا سر دهد كه : هان اى مردم ! به هوش باشيد كه لعنت و نفرين خدا بر گروه تاريك انديشان و بيدادگران است . خداى بىهمتا را ستايش مىكنم كه آغاز كار ما را به نيك‌بختى و آمرزش ، و
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 45 ، ص 134 ؛ لهوف ، ص 76 ؛ احتجاج طبرسى ، ص 308 .