تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اى مايهء مباهات فرزندان ارزشخواه و كمال جوى انسان ! اى رمز جاودانگى دين و دفتر ! حسين عزيز ! كاش من مرده بودم و چنين روز غمبارى را در زندگى نمىديدم ! ( 1 ) « فقالت : هذا كلام من أيقن بالقتل ، وا ثكلاه ! ليت الموت أعدمنى الحياة ، اليوم ماتت امّى فاطمة ، و أبى على و أخى حسن ، يا خليفة الماضين ، و ثمال الباقين . . . » حسين عليه السّلام خواهر انديشمند و ارجمندش را آرامش خاطر بخشيد و او را به شكيبايى و پايدارى در مبارزه و روشنگرى راه سفارش كرد و فرمود : ( 2 ) « يا اختاه ! لا يذهبنّ حلمك الشّيطان ! تعزّى بعزاء اللَّه ، فانّ اهل السّموات و الأرض يموتون ، و كلّ شىء هالك الّا وجهه . . . و لكلّ مسلم برسول اللَّه أسوة ؛ و لطم النساء الخدود ، و شققن الجيوب ، فترقرقت عيناه بالدموع . . . . » هان اى خواهر ارجمندم ! مباد شيطان شكيبايى و بردباريت را ببرد و در اين پيكار سرنوشت ساز فكرى و اجتماعى به آفت ناشكيبايى گرفتار آيى . خواهرم ! راه صبر و شكيبايى را در پرتو اميد بستن به بارگاه خدا پيشه ساز و بدان كه همهء آسمانيان و زمينيان ، جهان را بدرود مىگويند و جز ذات پاك آفريدگار هستى ، همه و همه مىميرند و تنها اوست كه زنده و پاينده است . دخت فرزانهء فاطمه عليها السّلام ! پدرم امير مؤمنان از من بهتر بود ؛ برادرم ، حضرت مجتبى ، از من شايسته‌تر بود ؛ و با اين وصف ، رخ بر نقاب خاك كشيدند و به سراى باقى شتافتند و رفتند و ما نيز بايد برويم ؛ و پيامبر خدا براى هر انسان توحيدگرا و شايسته‌كردارى اسوه و الگوست [ و همگان در سبك و شيوه ، روش و منش ، رعايت حقوق و حرمت مردم ، مبارزه با آفت‌هاى رشد و بالندگى و موانع آزادگى و آزادى و شكيبايى و پايدارى بايد او را سرمشق قرار دهند . ] هنگامى كه سخنان آن حضرت به اينجا رسيد ، بانوان حرم بر چهره‌هاى خود زدند و گريبان پاره كردند ! و اينجا بود كه جام ديدگان حسين عليه السّلام غرق در اشك گرديد و سيلاب اشك از ديدگان فرو باريد و آن مثال مشهور در ادبيّات عرب را به زبان آورد كه : اگر آن پرندهء زيبا و خوشخوان را به حال خود مىنهادند ، در اوج آرامش و آسايش به خواب مىرفت و ترك وطن و يار و ديار را برنمىگزيد . « لو ترك القطا ليلا لنام . »