صفحات 51 و 52 :
از آنچه گذشت معلوم شد آن وقت كه حسين بن على عليه السلام تصميم گرفت به كوفه برود و تشكيل حكومت بدهد قدرت آن حضرت از نظر نيروهاى نظامى موجود و آمادهاى كه در كوفه و بصره در اختيار داشت ( كه بيش از صد هزار بود ) از قدرت يزيد كمتر نبود . و از نظر نيروهايى كه در شرف تكوين بود خيلى قويتر از يزيد بود و از نظر لياقت شخصى و محبوبيت ملى هم كه با پسر معاويه قابل مقايسه نبود .
پس ما حق داريم بگوييم : قدرت نظامى امام حسين عليه السلام بيش از يزيد بود .
به عقيدهء مؤلف ، امام حسين هنگام حركت مىتوانسته است روى نيروى كوفه حساب كند .
صفحهء 52 :
و از سوى ديگر قدرت نظامى به حد كافى موجود است و عوامل پيروزى نظامى امام فراهم شده .
آنچه توجيه مؤلف را ضعيف مىكند همين نكته است كه قدرت نظامى كه منطقاً بشود رويش حساب كرد موجود بوده يا نبوده است ؟ و آيا شرايط قبول مسئوليت ، وجود داشته يا نداشته است ؟
صفحات 54 و 55 :
از آنچه گفتيم روشن شد كه اقدام حسين بن على عليه السلام در مورد تسخير عراق و تشكيل حكومت شبيه است به اقدام پدرش امير المؤمنين عليه السلام در مورد قبول خلافت و تشكيل حكومت ، و اقدام جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در فتح مكه و تسخير جزيرة العرب ؛ و اقدام امام حسين عليه السلام را نبايد از اقدام جدش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پدرش على عليه السلام جدا كرد و يك عمل استثنائى به حساب آورد .
و به نظر نمىرسد كه از جهت شرايط ، بشود اينها را از هم قياس گرفت .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 677
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٧٧