تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
كَالْقُنْفُذ باشد « 1 » . خوشا به حال بدنى كه با يك روح كوچك توأم شده ، همهء سور و سات‌ها را برايش فراهم مىكند ، به قيمت دريوزگى و دزدى نان تهيه مىكند ، به قيمت جنايت و آدمكشى پُست تهيه مىكند . واى به حال بدنى كه با يك روح شريف و بزرگ توأم است . چند لقمه نان جو بيشتر گيرش نمىآيد كه به زحمت بايد از گلو پايين بدهد ، از آن طرف بايد شب‌زنده‌دارى كند ، روز بايد دِرَّه به دستش بگيرد مراقب نظم اجتماع باشد ، يا شمشير به دست بگيرد و گردن تبهكاران را بزند ، يك روز سر توى تنور برد . . . 2 . على عليه السلام دربارهء متقين مىفرمايد : انْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فى تَعَبٍ ، وَ النّاسُ مِنْهُمْ فى راحَةٍ « 2 » . اينجا مراد از « نفس » نفس حيوانى است ؛ اشاره است به اينكه آسايش آنها در آسايش و عدم سلب راحت از ديگران است . 3 . جملهء امام حسين عليه السلام كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده است : « انَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعالِىَ الْامورِ وَ يُبْغِضُ سَفْسافَها » « 3 » مىرساند كه روح امام با امور پست جسمى سروكار ندارد ، سروكارش با معانى عالى و بلند است . 4 . براى بعضى روح خدمتگزار جسم است ، يعنى فكر و عقل و عاطفه در خدمت هدفهاى جسمانى و بدنى و حيوانى است ، روح اسير است ، روح تاحدى رنج مىبرد اگر چه روح كوچك حتى احساس رنج هم نمىكند ؛ روح بايد بزرگ باشد كه احساس درد و رنج بكند ، اگر احساس درد و رنج بكند كوچك نيست و در خدمت جسم قرار نمىگيرد . 5 . اين شعر :
لَنَقْلُ الصَّخْرِ مِنْ قُلَلِ الْجِبالِ * احَبُّ الَىَّ مِنْ مِنَنِ الرِّجالِ
يَقولُ النّاسُ لى فِى الْكَسْبِ عارٌ * فَانَّ الْعارَ فى ذُلِّ السُّؤالِ « 4 »
نمودارى از به رنج افتادن بدن به خاطر بزرگى روح است .
هامش
( 1 ) . [ آورده‌اند بدن مبارك حضرت از كثرت اصابت تير مانند قنفذ ( خارپشت ) مىنمود . ] ( 2 ) . قريب به اين عبارت در نهج البلاغه خطبهء 184 معروف به متقين . [ خود را به زحمت مىاندازد ، و مردم از آنان آسوده‌اند . ] ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 / ص 246 [ خداوند كارهاى بلند و گرامى را دوست مىدارد و كارهاى پست و زبون را دشمن دارد . ] ( 4 ) . [ به دوش كشيدن تخته سنگ از قلهء كوهها نزد من از منت بردن از ديگران محبوبتر است . مردم به من مىگويند كسب ننگ است ، در صورتى كه ننگ در ذلتِ خواهش است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 659 | مرتضى مطهرى