نژاد خدايان ! ! ! ولى هرگز اين نوشتهها در دلها و سينههاى مردم ثبت نشده و در آنجا نقش نگرفته است . اما پيامهايى مانند پيام امام حسين بدون آنكه در صفحهء سنگى يا لوحهء فلزى حك شود ، چون با خون خودشان و با اينكه صرفاً روى صفحهء لرزان هوا ثبت شد ، در دلها و سينهها حك شد و مانند خطوط نورانى وحى در دل انبياء ، براى هميشه باقى ماند
( انَّ لِلْحُسَيْنِ مَحَبَّةً مَكْنونَةً فى قُلوبِ الْمُؤْمِنينَ ) « 1 »
، در عاليترين مقامات و مراكز روحها ثبت شد تا آنجا كه دلها كانونى شد از احساسات او ، و بردن نامش اشكها را جارى مىسازد ، و خدا مىداند كه در طول هزار و سيصد سال چند هزار تُن اشك مانند گلاب از گل گرفته است ، چرا ؟ چون
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
« 2 » ، چون پيام رسان حقيقت بودند ، چون پيام آنها دل آشنا و فطرت آشنا بود ، چون سخن من و ما نبود ، سخن خدا و مردم در كار بود .
سيد الشهداء عليه السلام ، عظمت روح و سلب آسايش از بدن
1 . « متنبّى » مىگويد :
وَ اذا كانَتِ النُّفوسُ كِباراً * تَعِبَتْ فى مُرادِهَا الْاجْسامُ « 3 »
به طور كلى روحيههاى كوچك چون از خود درد ندارند و هدف ندارند ( همهء دردها و هدفهايشان درخواستههاى جسمانى خلاصه مىشود ) و ايدهآل ندارند ، تنها را به زحمت نمىاندازند ، به لقمهاى كه به دريوزگى تحصيل مىكنند قناعت مىكنند ؛ اما روحيههاى بزرگ هميشه تن را به حركت وامىدارند و در زحمت و بلا قرار مىدهند ، فرقشان شكافته و سرشان بريده مىشود . به همين جهت شهادت براى آنها افتخار است ، كه نشانهء عظمت نفس آنهاست . [ در ] اين گونه اشخاص كه روحشان از جسمشان بزرگتر است كار بدن دشوار است . بدن على اگر مىخواهد با روح على بسازد بايد با نان جوين و شبزندهدارىها بسر برد ، احياناً از ناحيهء خود على مجازات ببيند و سر را توى تنور ببرد . تن حسين اگر بخواهد با روح حسين همدم باشد بايد آمادهء تشنگى بىاندازه باشد ، آمادهء زير سم اسب [ رفتن ] ، آمادهء زخمهاى تير
هامش
( 1 ) . شبيه اين عبارت در بحار الأنوار ، ج 43 / ص 272 [ حسين را در دلهاى مؤمنان محبتى نهفته است . ]
( 2 ) . مريم / 96 .
( 3 ) . [ وقتى نَفْس كسى بلندمرتبه بود تن او در راه مراد آن به زحمت مىافتد . ]