تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦

واقعهء كربلا ، پيامى كه با خون نوشته شد

1 . مرحوم آيتى در سخنرانى نهم ( ص 179 ) « 1 » پس از آنكه شرحى راجع به قدرت و نيروى تسخيرناشدنى تاريخ و امانت او بحث مىكند ، موضوع گزارش سراپا جعل ابن زياد را براى مردم كوفه نقل مىكند كه به مسجد اعظم كوفه رفت و به منبر شد و گفت : الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى اظْهَرَ الْحَقَّ وَ اهْلَهُ ، وَ نَصَرَ اميرَ المُؤْمِنينَ يَزيدَ وَ حِزْبَهُ ، وَ قَتَلَ الْكَذّابَ ابْنَ الْكَذّابِ الْحُسَيْنَ وَ شيعَتَهُ « 2 » . در اينجا « عبد الله بن عفيف ازْدى غامِدى » كه اعمى بود بپامىخيزد و مىگويد : « پسر مرجانه ! دروغگو پسر دروغگو تويى و پدرت و كسى كه تو را به حكومت عراق فرستاده است » تا عاقبت ابن عفيف كشته مىشود . مرحوم آيتى مىگويد : « اين مرد بزرگوار ، جان بر سر اين گفتار نهاد و به دستور ابن زياد كشته و به دار آويخته شد ، اما يك صفحه از تاريخ را روشن ساخت و صفحه‌اى از تاريخ عاشورا را با خون خود نوشت » . درحقيقت بايد گفت : جمله‌هايى از قبيل : أَ لا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ . . . ايُّهَا النّاسُ ! مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً . . . الا وَ انَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعىِّ . . . هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ . انْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ . . . الْمَوْتُ اوْلى مِنْ رُكوبِ الْعارِ . . . رِضاً بِقَضائِكَ . . . لا مَعْبودَ سِواكَ . خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ . . . . و امثال اين جمله‌ها ، همه با خون نوشته شد ، و رنگ خون و قرمز ثابت ترين و
هامش
( 1 ) . [ كتاب بررسى تاريخ عاشورا ] ( 2 ) . [ سپاس خداى را كه حق و اهلش را آشكار ساخت ، و امير مؤمنان يزيد را يارى داد ، و دروغگوى پسر دروغگو يعنى حسين و پيروانش را كشت . ]