حادثه تحريف معنوى صورت گرفته است . ] .
32 . اما عاملها : .
گفتيم كه عامل تحريف به طور كلى دو قسم است : عامل عداوت و غرض ، و ديگر عامل اسطورهسازى . اينجا بايد عامل سومى هم اضافه كنيم ، دوستى و تمايل . مثال عامل غرض ، جعلها و تحريفهاى مسيحيان دربارهء رسول اكرم و جعل و تحريفهاى امويّين دربارهء حضرت امير است ؛ و مثال عامل دوستى ، همهء اكاذيبى است كه افراد و اقوام براى نياكان خود جعل مىكنند . در مورد امام ، او را اخلالگر و تفرقهانداز خواندند كه قبلًا گذشت .
اما « اسطورهسازى » خود يك حس اصيل است در بشر كه قبلًا اشاره كرديم .
افسانهء مجروح شدن پرِ جبرئيل در جنگ خيبر و همچنين افسانهء دونيم كامل شدن « مرحب » و نفهميدن خودش . ايضاً افسانهء پرتاب كردن ابى الفضل هشتاد نفر را در صفين به هوا كه هشتادمين رفته بود بالا و هنوز اولى برنگشته بود ، و پس از برگشتن يكى يكى را دونيم كرد . همچنين است افسانهء ششصد هزار كشته و هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا .
عوامل سهگانهء فوق در همهء جهان بوده و هست .
اما عامل خصوصى : از طرف اولياء دين پيشنهاد شده كه اقامهء عزاى حسين بن على بشود و قبرش زيارت شود و او به عنوان يك فداكار بزرگ هميشه نامش زنده و پاينده باشد . اين موضوع تدريجاً سبب شد كه بعضى مرثيهخوانان حرفهاى پيدا شوند و كم كم مرثيهخوانى به صورت يك فن و هنر از يك طرف ، و وسيلهء زندگانى از طرف ديگر درآيد ؛ از طرفى فكرى پيدا شود كه چون گرياندن بر ابى عبد الله ثواب جزيل و اجر عظيم دارد پس به حكم « الْغاياتُ تُبَرِّرُ الْمَبادى » ( هدف ، وسيله را مباح مىكند ) از هر وسيلهاى مىشود استفاده كرد .
اينجاست كه جعل و دروغ در نظر عدهاى مشروع مىشود .
به قول حاجى [ نورى ] اگر اينچنين است ، پس چون ادخال سرور در دل مؤمن نيز مستحب است و هدف وسيله را مباح مىكند ، از غيبت و حتى از بوسه و زنا نيز
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 605
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٠٥