بشود . از همين جا معلوم مىشود كه اهميت تحريف بستگى دارد به اهميت موضوع آن يعنى مُحَرَّفٌ فيه كه يك سخن عادى يا يك حادثهء عادى و يا يك شخصيت عادى باشد يا آنكه در سخنى يا حادثهاى يا شخصيتى واقع شود كه سند تاريخى و اخلاقى و تربيتى و دينى يك اجتماع است . لهذا كذب بر خدا و رسول ، اشنع اقسام كذب است و مبطل روزه است . از نظر قوانين نيز جعل و تحريف در اسناد رسمى از نظر جُرمى جنايت تشخيص داده مىشود نه جنحه .
30 . واقعاً حادثههاى اخلاقى و نهضتهاى بزرگ الهى ، آيهاى هستند از آيات الهى در كتاب مقدس تكوين . مردم وظيفه دارند حد اكثر رعايت را در حفظ و رعايت و صيانت آنها بنمايند ، و الّا مناطاً مشمول اين جمله مىشوند : مَنْ فَسَّرَ الْقُرْانَ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ « 1 » . ايضاً :
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ
« 2 » . ايضاً :
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
« 3 » .
31 . در حادثهء عاشورا ، هم تحريف لفظى صورت گرفته و بند و بيلها و كم و زيادهاى زياد در آن صورت گرفته كه در كمتر حادثهاى اينهمه برگ و ساز پيدا شده است . به قول شاعر :
بس كه ببستند بر او برگ و ساز * گر تو ببينى نشناسيش باز
دوستان و اصحابى ، دشمنانى ، فرزندانى ، جملههايى ، كارهايى ، سخنانى به امام نسبت داده شده كه اگر امام بشنود هيچ تشخيص نمىدهد كه دربارهء او صحبت مىكنند ؛ با آنكه حادثهء عاشورا بر خلاف توهّم بعضى ، از نظر تاريخى بسيار روشن و خالى از ابهام است ؛ كمتر حادثهء تاريخى مثل اين حادثه اسناد صحيح و درست دارد به علت اهميت اين حادثه ، و مخصوصاً اهل بيت جزئيات اين حادثه را فاش كردند « 4 » . [ و هم در اين
هامش
( 1 ) . تفسير صافى ، مقدمهء پنجم . [ هركس قرآن را به رأى و نظر خويش تفسير كند جايگاه خويش را در آتش فراهم كند . ]
( 2 ) . مائده / 13 . [ چون پيمان خويش بشكستند آنان را لعنت كرديم و دلهايشان را سخت نموديم . آنان سخن را از جاى خود تحريف مىكنند و بهرهاى را كه از آنچه بدان تذكر داده شدند نصيبشان مىشد فراموش نمودند . ]
( 3 ) . بقره / 79 . [ واى بر كسانى كه كتاب را با دست خود مىنويسند سپس مىگويند اين از نزد خداست تا بهرهء اندكى بخرند . پس واى بر آنان از كارى كه كردهاند و واى بر آنان از آنچه به دست مىآورند . ]
( 4 ) . مطلب مهم اين است كه تمام اين تحريفها در جهت پايين آوردن است و امام را در سطح يك آدم پست كم فكر ، العياذ باللَّه كم شعور پايين مىآورد ، مثل آب خواستن وسط سخنرانى پدر در سن سى و چند سالگى ، يا عروسى قاسم .