اگر اشكى روان بر لحيه كرده * ولش كن گريه كرده
6 . قبلًا گفتيم عامل تحريف دو چيز است . اكنون مىگوييم عامل تحريف چند چيز است :
الف . اغراض دشمنان اين وقايع كه كوشش مىكنند اينها را قلب و تحريف كنند ، چنان كه نمونهاش را در نمرهء 4 ديديم .
ب . حس اسطورهسازى و قهرمانسازى خيالى كه در بشر وجود دارد كه قبلًا به آن اشاره شد و آقاى دكتر شريعتى در سخنرانى عيد غدير ، مبناى توجه بشر را به اساطير به نحو احسن بيان كردند . و گفتيم همين حس است كه على را آنجا مىبرد كه جبرئيل از آسيب شمشير على چهل روز نمىتواند بالا برود ، و ضربت على آنچنان نرم و بُرنده صورت مىگيرد كه خود « مَرحَب » متوجه نمىشود و به على مىگويد : يا على ! اينهمه كه از تو تعريف مىكنند ، همهء زور و هنر تو همين است ؟ ! على مىگويد خودت را يك تكان بده تا ببينى چه خبر است . تا تكان مىخورد نيمى به اين طرف و نيمى به آن طرف مىافتد ! .
ج . در خصوص حادثهء عاشورا يك عامل خاصى هم دخالت كرده است و آن اينكه به خاطر فلسفهء خاصى از طرف پيشوايان دين توصيه شده كه اين جريان به عنوان يك مصيبت يادآورى شود و مردم بر آن بگريند . فلسفهء اين تذكر و گريستن و گرياندن ، احياء اين خاطره است و فلسفهء احياء آن اين است كه هدف كلى اين نهضت براى هميشه زنده بماند و امام حسين هر سال در ميان مردم به اين صورت ظهور كند و مردم از حلقوم او بشنوند كه : أَ لا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ ، مردم هميشه بشنوند : لا ارَى الْمَوْتَ الّا سَعادَةً وَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ الّا بَرَماً ، مردم بشنوند اين ندايى را كه با حماسه سروده شده است و ببينند اين تاريخى را كه با خون نوشته شده است .
ولى اين مطلب بدون توجه به هدف گريستنها و گرياندنها ، خود گريستن موضوع شده است ، بلكه هنر مخصوص شده است . گريز زدن خود يك هنرى است در ميان اهل منبر و روضهخوانها . قهراً براى اينكه مردم بهتر و بيشتر گريه كنند ، و به ظاهر براى اينكه اجر و ثواب بيشترى پيدا كنند ، روضههاى دروغ جعل شد . مردم ما هم فعلًا مثل چايخورهايى كه به چاى پررنگ عادت كرده باشند كه چاى كمرنگ آنها را نمىگيرد ، به روضههاى خيلى داغ و پرحاشيه عادت كردهاند و اين خود عاملى شده كه اجباراً عدهاى از اهل منبر براى اينكه مردم گريه بكنند ، روضههاى دروغ و اگر بخواهيم